سئو یا بهینه سازی موتورهای جستجو، برگرفته از ترجمه لغوی آن Search Engine Optimization است. ولی واقعاً سئو چیست و آیا شخصی به جز تیم مهندسان و طراحان الگوریتم های موتورهای جستجو مانند Google و... می تواند به آن دسترسی پیدا کند؟
ما می خواهیم در این مقاله به مواردی اشاره نماییم که به شما در شناخت صحیح از سئو کمک نماید و واقعاً بدانید چرا کسب و کار شما در دنیای امروز که فضای دیجیتال و دوره بازاریابی دیجیتال به دنیای واقعی همه ما تبدیل شده است به سئو نیاز دارد.
آنچه در این مقاله می خوانید:
۱- سئو چیست؟
۲- چرا به سئو (بهینه سازی موتورهای جستجو) نیاز داریم؟
۳- رفتار مصرف کننده آنلاین و تاثیر آن بر سئو (SEO)
۴- الگوریتم (ZMOT (Zero Moment of Truth یا اگوریتم پیروزی در لحظه صفر خرید گوگل
۵- نقش سئو در برندینگ دیجیتال و بازاریابی دیجیتال
۶- انواع سئو و عوامل موثر بر سئوی سایت
۷- نگاهی به الگوریتم های گوگل برای ایجاد و طراحی استراتژی های بهینه سازی موتورهای جستجو (SEO)
۸- گوگل آنالیتیکس Google Analytics و نقش در آن در سئو
۹- کلام آخر
درباره نویسنده مقاله
من محمدحسین مهریزدان، دانش آموخته دکتری بازاریابی و سخنران حرفه ای در حوزه بازاریابی و برندینگ و از اساتید مدیریت صنعتی ایران، هستم. سال هاست که زندگی خودم را وقف آموزش و بهبود شرایط بازاریابی کشور عزیزم ایران کرده ام و به بسیاری از سازمان ها و مؤسسات ایران کمک نموده ام تا بهترین شیوه را در استراتژی های بازاریابی خویش ترسیم نمایند. بالغ بر هزاران ساعت آموزش در حوزه دوره دیجیتال مارکتینگ را در رزومه خویش دارم و همیشه خودم را متعهد به ارتقای دانش در این حوزه می دانم. دوره های دیجیتال مارکتینگ و بازاریابی دیجیتال بسیاری را برگزار کرده ام.
۱- سئو چیست؟
اجازه دهید یک راست برویم سر اصل مطلب و تعریف ساده سئو (SEO) را به شما بگویم. کلمه SEO از کنار هم قرار دادن حروف اول کلمات Search Engine Optimization گرفته شده است. Search Engine Optimization یعنی "بهینه سازی برای موتورهای جستجو "
بهینه سازی موتورهای جستجو، به مجموعهای از تاکتیکها و دستورالعملها گفته میشود که اگر به درستی انجام شوند منجر به بهتر شدن جایگاه سایت در موتورهای جستجو ( به خصوص گوگل ) و افزایش بازدید سایت و هدایت ترافیک بیشتر میشوند.
۲- چرا به سئو (بهینه سازی موتورهای جستجو) نیاز داریم؟
قبل از آنکه بخواهیم به مفهوم سئو بپردازیم، باید یکی از اصول راه اندازی کسب و کار را با شما در میان بگذارم که مفهومی عمیق است. از آنچه برای شما می تواند ارزش های بسیار ایجاد کند به شرط آنکه این مفهوم را به درستی درک کرده باشید، آنگاه متوجه می شوید که طراحی پلت فرم کسب و کار دیجیتالی ( کسب و کار اینترنتی ) چرا به این اندازه به مفهوم بهینه سازی موتورهای جستجو و یا همان سئو وابسته است.
در هر کسب و کاری، چه دیجیتالی و چه آفلاین، شما باید بدانید مفهوم ایجاد و یا همان طراحی ارزش و استراتژی توزیع و اطلاع رسانی در بازار هدف چیست؟ ارزش پیشنهادی برند از درک این سه مفهوم بر می آید:
درک ارزش های شرکت و سازمان
درک ارزش های مشتریان
درک ارزش های همکاران
اگر هر سه این ارزش ها را به مانند یک دایره تصور کنیم نقطه بهینه این اثر گذاری به صورت شکل زیر می شود:
سئو ابزار دیجیتال مارکتینگ و بهترین دوره دیجیتال مارکتینگ
همانطور که در این شکل مشاهده می نمایید نقطه اشتراک این سه ارزش است که موجب شکوفایی یک کسب و کار می گردد، برای اینکه این موضوع به درستی برای شما روشن شود برایتان یک مثال می زنم و بعد آن را به موضوع اصلی بحث که سئو است، ارتباط خواهم داد.
ارزش مشتری چیست؟
همان مسئله اصلی مشتری است که شامل خواسته ها، انتظارات، دغدغه ها و آرزوهای او می شود. همان چیزی است که به دنبال آن می گردد و شما به عنوان صاحب کسب و کار باید بتوانید در لحظه مناسب تصمیم خرید یا برآوردن نیاز، خود را به او برسانید.
اگر مشتری به دنبال یک محصول به طور مثال یک هارد دیسک می گردد که بتواند خواسته او مبنی بر ذخیره سازی مناسب اطلاعات او به همراه امنیت بالا را داشته باشد و علاوه بر آن سبک و قابل حمل باشد و از نظر کیفی سطحی مطلوب و مناسب را داشته باشد که او بتواند به ساده ترین روش و شیوه به اطلاعات مورد نیاز خویش دست یابد و موجب هنگ کردن کامپیوتر او نشود و شاید علاقه مند باشد که ضد ضربه و زیبا نیز باشد.
یعنی ویژگی هایی از محصول که موجب ایجاد آسایش و آرامش او می شود و او می تواند به وسیله هاردی که خواسته های او را پاسخ می دهد، به انجام امور شخصی و کاری خویش بپردازد. این سطح همان ارزشی است که مشتری از شما می خواهد و در مجموع اگر بخواهم بگویم ارزش مشتری چیست و چه چیزی می تواند در لحظه صفر تصمیم خرید ( یا همان ZMOT است.) به او کمک نماید که تصمیم بهتری را بگیرد و به شما کمک نماید که از میان جایگزین ها و دیگر رقبایتان، شما باشید که مورد انتخاب خریدار قرار می گیرید این جمله کاملاً بیان کننده این موضوع می باشد:
"امروزه هیچ مشتری به خاطر آنچه ویژگی های محصول و یا مزیت های برند شما است از شما خرید نخواهد کرد بلکه به خاطر ارزشی است که از شما دریافت می کند و یا او اینگونه در ذهن خود این مورد را بررسی می کند که با استفاده از محصول شما چه ارزشی به او اضافه خواهد شد."
حال می توانید تجسم نمایید که موضوع اصلی بحث ما در دنیای دیجیتال چیست؟ ارائه ارزش های سطح بالاتر مورد انتظار مشتری به شیوه ای چابک تر و راحت تر. چون این شما هستید که باید به او کمک نمایید:
با شما زیباتر شود
با محصول شما راحت تر زندگی کند
جوان تر بماند
به ارزش های فرزندان خویش کمک نماید
زمان کمتری را بابت کارهایی که قبلاً بسیار زمان می برد، مصرف نماید و...
و اگر شما در زمانی که مشتری به دنبال رفع خواسته خویش است، در دسترس او نباشید؛ این یعنی از دست دادن فرصت و از دست دادن سهم از بازار. این همان چیزی است که در دنیای دیجیتال و بهترین دوره بازاریابی دیجیتال شما باید بتوانید در حوزه کسب و کار خویش به اِلمان های هویت برند خود نگاه ویژه ای داشته باشید تا برای مخاطبان بازار هدف قابل درک باشد و بتوانند با مقایسه ارزش های موجود با ارزش های تعریف شده خویش، شما را انتخاب نمایند و علاوه بر این برای پیدا کردن شما کمترین فاصله و زمان را داشته باشند که این همان مفهوم سئو و یا از طرف موتورهای جستجو، بهینه سازی است که شما برای مخاطبان تان ایجاد کرده اید و آن ها با الگوریتم های خویش به بررسی میزان ورودی و ترافیک سایت، زمان حضور در وب سایت و بازگشت مجدد به وب سایت شما از طرف مخاطبان به شما امتیاز خواهند داد و اجازه می دهند که شما در صفحه های اول حضور داشته باشید و رتبه های بالاتری را کسب نمایید.
این کار برای موتورهای جستجو به مانند این است که این موتورهای جستجو، صاحب یک مال و یا پاساژ تجاری بزرگ هستند که به خوبی می دانند که طبقات اول و همکف بیشترین میزان ورودی یا همان احتمال درآمد بالاتر را دارند. پس قیمت این مغازه ها گرانتر از سایر بخش های آن پاساژ است. رتبه های اول موتورهای جستجو نیز مانند این مغازه ها است که برای موتورهای جستجو می توانند از اجاره یا فروش آن ها مبالغ بسیار بالایی را دریافت نمایند. پس حاضر نخواهند شد آن را به هر برند و هر کسب و کاری بدهد و علاوه بر آن رقابت برای حضور در این املاک بسیار بالاست. پس به دست آوردن آن می تواند بسیار اهمیت داشته باشد ولی مهمتر از آن ماندگاری در این رتبه هاست.
اینگونه خواهد بود که شما می توانید برای برند خویش، صدای برند را ایجاد نمایید و موجب افزایش اعتماد در مخابین خویش بشوید و این امر به مخاطبان بازار هدف کمک می نماید که شما را به دیگران نیز معرفی نمایند. البته در صورتی که به وعده برند خویش و یا همان Brand Promise خویش پایبند باشید و موجب گردید که مخاطبان بازار هدفی که بعد از استفاده از کالا و خدمات شما به مشتریان شما تبدیل شده اند. دقیقاً باید بتوانند میزان ارزشی که از شما به دست آورده اند را لمس کنند و اگر این مهم اتفاق بیافتد، آن ها به شما کمک خواهند کرد که هزینه های سربار بازاریابی خویش را کاهش دهید و فاصله تان را با مشتریان احتمالی خویش کمتر نمایید و این اساس و پایه دیجیتال مارکتینگ است. فکر می کنم اکنون بدانید چرا سئو برای شما و کسب و کارتان مهم است و نقش مهم آن را در استراتژی های دیجیتال مارکتینگ درک نمایید. در دوره آنلاین بازاریابی دیجیتال شرکت کنید.
ارزش های شرکت و سازمان چیست؟
ارزش های شرکت بیان کننده چشم انداز سازمانی است که از یک طرف به ایجاد جایگاه برند، استراتژی های بازاریابی و کلان سازمان و از طرفی در بر گیرنده وعده های برند در مواجه با مخاطبان بازار هدف در هر تمامی مراحلی است که مخاطبان در طول سفر خویش در کنار سازمان خواهند بود. همان مطلبی که ما در علم بازاریابی به نام سفر مشتری یا Customer Journey می شناسیم که در شکل زیر می توانید آن را مشاهده نمایید. در نهایت ارزش های شرکت همان هایی هستند که موجب می شوند به درک ارزش های شرکت توسط مخاطبان کمک نماید و هزینه های سازمان را در جذب و تبدیل هریک از مراحل سفر مشتریان و هزینه های نگهداشتن مشتری را کاهش می دهد.
سئو ابزار دیجیتال مارکتینگ
ارزش های همکاران چیست؟
برای ارسال پیام ارزشی سازمان و دریافت مناسب و صحیح مخاطبان بازار هدف، ما نیاز به همکارانی داریم تا با استفاده از توانمندی های مناسب آن ها به بهترین شکل در زمان و مکان مناسب جهت انتقال پیام ارزشی برند و ارتباط با مخاطبان اقدام نمایم.
این مهم به ارزش ها و توانمندی انتخاب همکارانی مانند توزیع کنندگان، نمایندگان و ... که علاوه بر درک متقابل از ارزش های برند و کار مشترک و توانمندی های همدیگر بتوانند به همدیگر کمک نمایند که هزینه های موجود تا حد قابل توجهی کاهش یافته و علاوه بر آن سودآوری در طول زنجیره کاری افزایش یابد.
در دنیای دیجیتال و کسب و کار های اینترنتی نیز، همه کسب و کارهای دیجیتال همکارانی دارند که درک ارزش ها و قدرت این موتورهای جستجو و نزدیک شدن به الگوریتم های کاری آن ها برای ارزش گذاری همکاری می تواند به قدرت کسب و کار دیجیتالی ما بیفزاید و علاوه بر آن سعی در کمک کردن به آن ها برای کاهش هزینه های بررسی و رتبه بندی آن ها شود. اینکار به شما این امکان را می دهد که از نظر آن ها ارزشمند تر شده و نسبت به کلمات کلیدی که برای شما ارزشمند است بتوانید رتبه خوب و مناسبی را در موتورهای جستجو به دست بیاورید و در نتایج جستجو از سایر همکاران و رقبایتان جایگاه بهتری داشته باشید. برای همین است که یکی از فاکتورهای مهم در سئو و بهینه سازی سایت، با برنامه بودن و احترام به قوانین و مقررات موتورهای جستجویی است که شما بیشتر دوست دارید در آن ها رتبه به دست آورید. به طور مثال در ایران اکثر کسب و کارهای دیجیتالی و اینترنتی علاقه مند هستند که در موتور جستجوی Google رتبه مناسبی به دست آورند البته این به دلیل محبوبیت و اهمیت این موتور جستجو در ایران است.
علاوه بر آن یکی از ارزش های مورد احترام برای موتورهای جستجو، درک مناسب از از ارزش هایی است که باید یک وب سایت و به طور کلی یک کسب و کار دیجیتالی در مورد مخاطبان مورد نظر و بازار هدف خویش درک نماید در حقیقت منجر شود به تجربه کاربری بسیار مناسب یا همان (UX (User Experience و یا رابطه کاربری مناسب (UI (User Interface، که توجه به هر دو نکته و عواملی دیگر که منجر می شود که یک کسب و کار دیحیتالی بتواند موقعیت مناسبی، در دنیای دیجیتال به دست آورد.
بازاریابی دیجیتال یا دیجیتال مارکتینگ، استفاده درست از ابزاری است که می تواند به شما کمک نماید تا سریع تر و چابک تر از دیگر همتایانتان بتوانید در هر مرحله بازاریابی، از جذب تا تبدیل مخاطبان به مشتریان وفادار و کسانی که شما را به دیگران معرفی می نمایند، بهتر و کارآمدتر فعالیت نمایید و از طرف دیگر به شما کمک می کند تا با بهبود جایگاه خویش در موتورهای جستجو و سئو به یکی از ارزشمندترین اهداف بازاریابی دیجیتال و دیجیتال مارکتینگ به نام پیروزی در لحظه صفر خرید دست یابید که به واقع سرنوشت خرید در دنیای دیجیتال و به صورت کلی اگر بخواهم نظر شخصی خود را بیان نمایم، آینده یک کسب و کار را در دنیای بازاریابی امروز را مشخص و یا تغییر خواهد داد.
باید بپذیریم که رفتار مصرف کننده با گسترش اینترنت به معنی واقعی تغییر کرده است و نه تنها این تغییرات منجر شده است که یک کسب و کار نیاز به حضور در دنیای دیجیتال داشته باشد؛ بلکه باید برای حضور قدرتمند خویش و برندینگ و بازاریابی خویش برنامه و استراتژی طراحی کرده باشد.
دیگر داشتن یک وب سایت به تنهایی نمی تواند اثرگذار باشد و به کسب و کار کمک نماید تا نتایج بهینه ای را به دست آورد. پیچیدگی های این استراتژی بسیار زیاد شده است، از طراحی سایت بر اساس اِلمان ها و پارامترهای هویت برند همان کاری که متخصصان ما در "امپریال برند" انجام می دهند. تا استراتژی حضور در دنیای دیجیتال، ایجاد جایگاه برند در نتایج جستجو، بهینه سازی موتورهای جستجو و یا همان سئو که در این مقاله قصد داریم به صورت ویژه در مورد آن صحبت کنیم و چه استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعی و...
برای این موارد می توانیم دلایل زیر را که متخصصان گوگل، آن را الگوریتم ZMOT نامیده اند، نام برد:
اگر از آن دسته افرادی هستید که دوست دارید در اوج باشید و همیشه یک گام از رقبای خود جلوتر بردارید، این موارد را به خوبی به خاطر بسپارید:
• مسیر تصمیم گیری برای خرید تغییر کرده است.
ZMOT در واقع بخشی است که به فرآیند کلاسیک سه مرحله ای خرید اضافه شده است. فرآیند خرید قبلاً در سه بخش خلاصه می شد؛ انگیزه خرید محصول، خرید و تجربه استفاده از آن. آنچه قبلاً یک پیام بود، حال یک مکالمه است. امروزه خریداران به سبک و روش خود و در زمان مورد علاقه خود اطلاعات را درباره محصولی که استفاده می کنند، به دست می آورند و به اشتراک می گذارند. تبلیغات دهان به دهان یا تبلیغات شفاهی پرقدرت تر از همیشه شده است. در حال حاضر برای اولین بار در زندگی بشر، تبلیغات دهان به دهان از طریق رسانه های دیجیتالی انجام می شود. هیچ لحظه سرنوشتی کوچک نیست. اگر خریدارن برای خرید خانه یا استفاده از خدمات پزشکی در اینترنت سرچ می کنند، هنگام خرید چسب زخم یا خودکار هم همین کار را انجام می دهند. لحظه های سرنوشت نزدیک می شوند. موبایل ابزار لحظه های سرنوشت است. هرچه استفاده از موبایل بیشتر گسترش پیدا می کند، لحظه صفر، یک و دو سرنوشت را بیشتر پوشش می دهد.
۳- رفتار مصرف کننده آنلاین و تاثیر آن بر سئو (SEO)
امروزه درگیر کردن مشتری به این معنی نیست که پیام هایی را روی سر او بریزید و امیدوار باشید که خیس می شود. درگیر کردن مشتری به این معنی است که زمانی با او صحبت کنید که به محصول شما نیاز دارد، نه زمانی که شما می خواهید محصول را بفروشید.
اقدام های قبل از خرید بخش بزرگی از رفتار مصرف کننده شده است. قبلاً این اقدام ها محدود به کالاهای با ارزش مثل ماشین و یا خانه با وسایل الکترونیکی گران قیمت بود، ولی امروزه خریداران حتی برای خرید کالاهای خیلی کوچک هم جستجو می کنند. امروز، این شیوه خرید مردم است.
فکر می کنم با بیان این جملات و مقدمه در قسمت سوم، شما عمیقاً متوجه شده اید که چرا به بهینه سازی کسب و کار دیجیتالی خویش بر مبنای الگوریتم های موتورهای جستجو نیاز دارید و چرا به این میزان سئو ارزشمند است.
به واقع سایت شما بدون سئو مانند داشتن یک فروشگاه است وسط دل بیابان. حتی اگر زیباترین فروشگاه و بهترین محصولات را نیز داشته باشید، تا هنگامی که نتوانید خود را به افرادی که به شما نیاز دارند، برسانید، عملاً شکست خورده اید. این یک اصل مهم در دیجیتال مارکتینگ است که شما باید بتوانید با استفاده از ابزارهایی مانند بازاریابی شبکه های اجتماعی Social Media Marketing و یا روابط عمومی Public Relation و تولید محتواهای بازاریابی Content Marketing و شبکه سازی داخلی و خارجی سایت خویش Back Links، خود را به عنوان یک سایت معتبر و متخصص در نزد کسانی که علاقه مند به کسب و کار شما هستند و در کلید واژه هایی که آن ها به دنبالش می گردند، معتبر سازید.
ولی استفاده از تمامی این ابزارها برای ارسال ترافیک به سمت وب سایت شما، زمانی که به صورت طبیعی، سایت خویش را بهینه سازی نکرده باشید و یا واقعاً به سئوی سایت خویش توجه نکرده باشید، بی فایده است و در واقع به کالبد کسب و کار دیجیتالی و یا کسب و کار اینترنتی خویش، هیچ روحی را ندمیده اید.
اما چرا من از رفتار مصرف کننده بعنوان یکی از ملزومات مهم و اساسی سئو نام بردم؟ چون شما سایت خود را برای رسیدن به مخاطبان بازار هدف بهینه سازی می کنید و با درک ارزش های مورد انتظار موتورهای جستجویی نظیر گوگل، می خواهید کاری نمایید که مخاطب شما به درستی به سایت شما دست یابد و در نتیجه این دست یابی او را تحریک نمایید که به تعداد دفعات مراجعه خویش نیز بیفزایید. این همان چیزی است که استراتژی بهینه سازی سایت شما و یا سئو را شکل می دهد.
اینکه بدانید مخاطب بازار هدف شما برای پاسخ دادن و یا رفع مشکلش که مربوط به شما است چگونه شما را پیدا می کند و چگونه به شما اعتماد می کند. برای همین منظور لازم است این سؤالات را قبل از تعریف سئو و بهینه سازی سایت خویش پاسخ دهید:
مخاطب شما چه کسانی هستند؟
مخاطبان شما به چه چیزی می اندیشند که شما می توانید خود را به عنوان یک متخصص به او معرفی کنید و برای سوالات احتمالی و یا مشکلاتش راه حل ارائه نمایید؟
مخاطب شما بیشتر در چه زمان هایی به شما نیاز دارد؟
مخاطب شما چگونه به دنبال پیدا کردن راه حل و یا محصولات مورد نیازش می گردد؟
در واقع برای پاسخ به این سؤالات باید به درک عمیقی از مکعب استراتژیک مشتری رسیده باشید. مکعبی که به شما کمک می نماید محصولات و خدمات مورد انتظار مشتری را به مشتریان و مخاطبان درست بازار هدف از طریق کانال های ارتباطی درست ارتباط دهید و به آنها برسانید. اینگونه شما می توانید به صورت بهینه در تمامی زوایای کسب و کار خویش بهینه سازی را انجام داده باشید و ابزارهای دیجیتالی نیز به شما در دست یابی به فرصت های بازار با سرعتی باور نکردنی کمک خواهند کرد.
این یک واقعیت مهم در دنیای بازاریابی امروز می باشد که شما برای اینکه بتوانید تعداد بیشتری از مشتریان را که جذب کرده اید از قیف کسب و کار خویش عبور دهید نیازمند شناسایی هرچه بیشتر رفتار مصرف کننده هستید تا در تعیین پارامترهایی که برای مخاطبان بازار هدف شما مهم است بهترین و اثر گذارترین پارامترها را شناسایی نمایید.
اینکار به شما وکسب و کارتان چه دیجیتالی و چه آفلاین کمک می نماید که آغازگر سفری دلنشین با مخاطبین خویش بوده و به آن ها نشان دهید علاقه مند و حاضر هستید بارها این سفر را با آن ها تکرار نمایید.
حتماً به شکل زیر توجه نمایید و به خود برای درک معنی جملات بالا بیشتر کمک نمایید چون اگر این کمک را به خود نکنید بارها مجبور خواهید بود برای به دست آوردن تعداد مشتری بیشتر و جذب آن ها و نگه داشته مشتریان خویش هزینه های زیادی انجام نمایید و این با معنی CRM یا همان مدیریت ارتباط با مشتریان که یکی از اصول بازاریابی امروز است بسیار متفاوت بوده. چون شما باید بتوانید هزینه درست را در زمان درست برای مخاطب درست انجام نمایید و این مفهوم بازاریابی دیجیتال است که پایه ای مهم برای برندینگ دیجیتال به شمار می رود.
سئو ابزار دیجیتال مارکتینگ
حتماً شما هم می گویید که شناخت رفتار مصرف کننده در دنیای دیجیتال مشکل است؛ بگذارید من به شما کمک نمایم. در بازاریابی سنتی، شما برای دست یابی به رفتار مصرف کننده و دلیل انتخاب او، روش زندگی و حتی نوع و میزان مصرف مجبور بودید، راهی بسیار سخت را طی نمایید تا بلکه بتوانید به دلایل واقعی تری دست یابید و شاید می بایست با روش هایی مانند گروه کانونی (Focus Group) و یا پرسشنامه (Questionnaire) و بسیاری از روش های زمان بر و پرهزینه استفاده نمایید، تا نظر مصرف کننده و مخاطب بازار هدف خود را جویا شوید و او نیز دلایلی را به شما بیان می کرد که عمیقاً به آن ها اعتقاد نداشت و در خلوت خویش و زمانی که شما حضور نداشتید کاری را می کرد که مخالف با اظهارات خودش بود.
شما در بازاریابی سنتی به هویت اجتماعی و هویت شخصی او کار داشتید. هویتی که شاید ساخته دیگران از خودش بود و نه با عملکرد و کردار واقعی او. برعکس در دنیای دیجیتال دقیقاً شما با کردار و عملکرد خود شخص کار دارید و او همان چیزی است که بیان می کند نه هیچ چیز دیگری. او به راحتی می تواند بدون اینکه از خود واقعی اش، اثر و ردپایی بگذارد، همان چیزی را بیان نماید که به آن اعتقاد دارد.
این همان مسئله ای است که شما را از هر زمان دیگری در دست یابی به نقطه صفر خرید او نزدیکتر کرده است، به شرط آنکه در زمان و مکانی که او می خواهد، در دسترس او باشید. این همان سئو و یا بهینه سازی کسب و کار ما در همه زوایاست.
۴- الگوریتم (ZMOT (Zero Moment of Truth یا الگوریتم پیروزی در لحظه صفر خرید گوگل
شاید شما فکر کنید دست یابی به زوایای رفتار مصرف کننده آنلاین سخت است. این دقیقاً مانند این است که فکر کنیم انسان نمی تواند در کمتر از دقیقه، یک مایل بدود و این کارغیر ممکن است. احمقانه به نظر می رسد؟ الان این جمله برای شما خنده دار و احمقانه به نظر می رسد، ولی این دیدگاه چندین دهه پیش، پذیرفته شده بود. در واقع این دیدگاه یک مدل فکری بود. پروفسور جری ویند از مدرسه وارتون داستان را چنین بازگو می کند:
دویدن یک مایل در ۴ دقیقه، مانعی بود که تا تاریخ ۶ می سال ۱۹۵۶ انسان نمی توانست از آن عبور کند. این تاریخی است که راجر بنیستر در مسابقه ای در آکسفرورد، در ۳ دقیقه و ۵۹ ثانیه و ۴ صدم ثانیه، یک مایل دوید و این رکورد را شکست! تا سه سال بعد، ۱۶ دونده دیگر هم رکورد یک مایل در ۴ دقیقه را شکستند. آیا این مساله تحولی در موفقیت بشر بود؟ نه، آنچه تغییر کرده است، مدل فکری آنهاست.
دقیقا مشابه نمونه گفته شده، در بازاریابی هم یک مدل فکری کلاسیک وجود دارد. چندین دهه برای فروش محصول به سه لحظه بحرانی توجه می کردیم، لحظه انگیزه خرید محصول، خرید و تجربه استفاده از آن.
• انگیزه خرید:
پدر شما یک مسابقه فوتبال تماشا می کند و تبلیغ یک دوربین دیجیتال را می بیند و می گوید «به نظر می رسد خوب باشد!»
• خرید محصول:
به فروشگاه مورد علاقه خود می رود تا بتواند آن را ببیند. دوربین بسته بندی جذابی دارد. فروشنده جوان همه سؤال های او را پاسخ می دهد. در نهایت پدرتان دوربین را می خرد.
• تجربه استفاده از محصول:
پدر به خانه می آید و از دوربین استفاده می کند. همان طور که در تبلیغ دیده بود، دوربین عکس های با کیفیتی می گیرد. بدین ترتیب این خرید پایان خوب و لذت بخشی برای پدر شما داشته است. اینسه مرحله، مدت ها مدل فکری بازاریابی بود.
امروزه بین دو مرحله انگیزه خرید محصول و خرید آن، لحظه جدیدی برای بازاریاب ها وجود دارد. آن پدر هنوز هم فوتبال تماشا می کند و تبلیغ دوربین را می بیند، ولی سریع سراغ لپ تاپ می رود و دنبال نقد و بررسی درباره آن می گردد.
نظر کاربران را در سایت های مختلف درباره آن دوربین مطالعه می کند. به توییتر می رود و توییت می کند تا ببیند کسی تا به حال دوربینی کمتر از ۱۰۰ دلار خریده است؟ به یوتیوب و یا سایت های نمایش تبلیغات ویدئویی سر می زند و ویدیوهای دموی دوربین را نگاه می کند. بدین صورت قبل از این که بازی فوتبال تمام شود و به فروشگاه برود، درباره خرید آن دوربین تصمیم گرفته است. اگر مدیر یک برند هستید، سیاست ها، متودولوژی ها، آموزش ها، آژانس های تبلیغاتی، شرکا و بودجه بسیاری دارید که بتوانید از آنها کمک بگیرید و در این سه مرحله پیروز شوید. ولی چه طور می توان در مرحله جدیدی که اضافه شده، یعنی جستجو در اینترنت، هم پیروز شد؟
فقط با ZMOT برای پیروز شدن در این گام چیز زیادی نیاز نیست و البته در این مسیر تنها نیستید. به گزارش فارستر، در حال حاضر خانم های خانه دار آمریکایی به همان میزان که تلویزیون تماشا می کنند، در فضای مجازی وقت می گذرانند. تا سال ۲۰۱۰، فقط ۱۰ درصد از بودجه تبلیغات رسانه ای، در فضای مجازی استفاده می شد. پیروزی در تصمیم گیری آنلاین باعث می شود به شکل شگفت انگیزی پیشرفت کنید. ولی بودجه ای، که این نوع تبلیغات نیاز دارند بسیار کمتر از تبلیغات سنتی است. برای آن که بتوانید در ZMOT پیروز شوید، باید مدل فکری خود را تغییر دهید.
بدین صورت مزیت رقابتی بزرگی نسبت به رقبای خود پیدا می کنید. چرا که میلیون ها مصرف کننده ای را به دست می آورید که پیش از رفتن به فروشگاه تصمیم خود را گرفته اند!
وقتی صحبت از ZMOT می شود، فقط درباره فروشگاه ها و محصول های بسته بندی صحبت نمی کنیم. ZMOT در همه صنایع، تجارت B2C ،B2B و حوزه های دیگر مانند آموزش و سیاست نیز استفاده می شود.
ZMOT چه قدر در هدایت تصمیم گیری ها مؤثر است؟
گوگل از سازمان علوم خریداران خواست که مطالعه ای جامع میان ۵۰۰۰ خریدار از ۱۲ دسته مختلف محصول، از خواروبار، تا ماشین و... انجام دهد. هدف از این پژوهش این مسأله بود که مشخص کند چه زمانی، کجا و چگونه خریدار تصمیم گیری می کند؟
نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که در سال ۲۰۱۱ خریداران برای کسب اطلاعات لازم پیش از تصمیم گیری خرید، به طور میانگین از ۱۰.۴ منبع استفاده می کردند، که این عدد ۳.۵ بیشتر از سال ۲۰۱۰ بود. طی یک سال این عدد تقریباً دو برابر شد که نشان می دهد امروزه چه قدر جذب خریدارن به یک محصول برای بازاریاب ها دشوارتر است. امروز، خریدارن در اطلاعات غوطه ور هستند. این منابع تبلیغ های تلویزیونی، مقاله مجله ها، معرفی دوستان و آشنایان، وب سایت ها و وبلاگ های اینترنتی را شامل می شود.
منبع : امپریال برند
برای شروع فعالیت در حوزهی دیجیتال مارکتینگ و گسترش کسب و کار در بستر اینترنت باید از کجا شروع کرد، چه مراحلی را طی کرد و در ادامه چه مسیری را پیمود؟
از آنجا که ورود به حوزهی دیجیتال مارکتینگ میتواند شما را کمی سردرگم کند و دادههای بسیار زیاد و البته پراکندهای در اینترنت برای آن وجود دارد، در این مقاله سعی کردم یک نقشهی راه کلی و جامع را به شما ارائه دهم تا از این سردرگمی خارج شوید.
معنی دیجیتال مارکتینگ چیست؟
قبل از اینکه برویم سراغ راهنمای گام به گام دیجیتال مارکتینگ، بهتر است ابتدا یکبار مفهوم این عبارت را با هم بررسی کنیم. دوره دیجیتال مارکتینگ دیگر یک کلمهی جدید و با کلاس نیست که افراد از آن در جلسات کاری برای هوشمند نشان دادن خود استفاده کنند، بلکه مفهومیست که دنیای تجارت را متحول کرده است و کمتر کسی هست که از اهمیت آن غافل باشد.
تعریف بازاریابی دیجیتال در ویکی پدیا اینطور آمده است: دوره بازاریابی دیجیتال
نوعی از بازاریابی محصولات یا خدمات است که با استفاده از فناوریهای دیجیتال و عمدتاً در اینترنت از جمله تلفنهای همراه و دیگر صفحات نمایش مثل کامپیوتر و هر رسانه دیجیتال دیگر انجام میشود.
درواقع دیجیتال مارکتینگ به معنای استفاده از همه ابزارهای دیجیتال مثل وب سایت، اپلیکیشن، تبلیغات آنلاین (ادورز مارکتینگ)، شبکههای اجتماعی، سئو، بازاریابی اینترنتی، بازاریابی موبایلی برای هدف مشخصی به اسم مارکتینگ یا بالا بردن فروش یا برند سازی میباشد. دوره آنلاین بازاریابی دیجیتال
قبل از اینکه برویم سراغ ادامهی مطالب، به شما پیشنهاد میکنم حتما مقالهی دیجیتال مارکتینگ چیست را مطالعه کنید. حالا که با مفهوم دیجیتال مارکتینگ آشنا شدید وقت آن است که برویم سراغ اصل موضوع، یعنی مراحل دیجیتال مارکتینگ قدم به قدم.
مراحل دیجیتال مارکتینگ در 4 گام اساسی
مرحله اول) تعیین استراتژی برای شروع کسب و کار
یافتن استراتژی دیجیتال مارکتینگ
اولین کار برای شروع یک بازاریابی آنلاین یا دیجیتال مارکتینگ چیست؟ تعیین استراتژی. یعنی چه؟ به زبان ساده یعنی ابتدا مشخص کنید که برنامهی دراز مدت و کوتاه مدت شما برای کسب درآمد چیست؟ برای مثال میخواهید از طریق فروش یک محصول فیزیکی به درآمد برسید یا نه، میخواهید از طریق ارائهی خدمات مثل طراحی سایت، سئو سایت، مشاوره و … درآمدزایی داشته باشید.
به غیر از فروش محصول یا ارائهی خدمات، راههای زیاد برای کسب درآمد از طریق فضای دیجیتال وجود دارد، مثل تبلیغات، همکاری در فروش و … . پس شما ابتدا باید مشخص کنید که میخواهید در چه حوزهای فعالیت کنید و بعد بروید سراغ مراحل بعدی، یعنی شناسایی بستر مناسب برای شروع کسب و کار و بازاریابی به روشهایی که در ادامه بررسی میکنیم.
مرحله دوم) ایجاد یک سایت، اپلیکیشن یا صفحات مجازی؟
بسترهای مختلف برای بازاریابی دیجیتال برای رقابت در بازار داغ دیجیتال مارکتینگT شما باید حتما در یک بستر مناسب در فضای اینترنت فعالیت داشته باشید. در این بازار شما بجای داشتن یک مغازه در کنج خیابان، در محیطی دیجیتالی مثل سایت، اپلیکیشن و یا صفحات مجازی مثل اینستاگرام فعالیت میکنید.
این را به خاطر داشته باشید که همیشه نیازی نیست تا برای شروع کسب و کارتان یک سایت داشته باشید. شاید خود شما هم بسیاری از پیجهای اینستاگرام را دیده باشید که محصولی را به فروش میرسانند بدون آنکه یک وبسایت داشته باشند و تنها فعالیت آنها در همان اینستاگرام است.
اما اگر هم میبینید که حتما میخواهید یک وبسایت یا فروشگاه اینترنتی داشته باشید، اصلا نیازی نیست تا از هزینههای طراحی سایت بترسید، کافیست با سیستم مدیریت محتوا محبوب وردپرس آشتی کنید. با استفاده از وردپرس شما میتوانید با کمترین هزینهی ممکن و بدون نیاز به دانش برنامهنویسی یک سایت برای خود ایجاد و آن را مدیریت کنید. اگر نمیدانید که وردپرس چیست یا فکر میکنید من در تعریف از آن اغراق کردهام،
افزونهی ووکامرس هم یکی از بهترین ابزارها برای ایجاد یک فروشگاه اینترنتی است و بد نیست بدانید که 42% از فروشگاههای اینترنتی توسط همین افزونه ایجاد شدهاند، پس میتوانید با خیال راحت به آن اعتماد کنید.
چیزی که مسلم است این است که شما باید در یک محیط آنلاین و در بستر وب فعالیت کنید و نمیتوانید در مغازهتان که زیر سقف بازار بزرگ شهر یا در کوچه پس کوچههای آن قرار دارد بمانید و آرزو کنید که در بازار دیجیتال موفق شوید!
مرحله سوم) بازاریابی و تبلیغات
بازاریابی و تبلیغات،سومین مرحله دیجیتال مارکتینگخب میرسیم به اصل مطلب، یعنی بازاریابی و تبلیغات. فرض کنید شما یک فروشگاه فیزیکی دارید که در آن بهترین نوع کفشهای چرم طبیعی با بهترین قیمت قرار دارد، اما این فروشگاه در رشته کوه دماوند قرار داشته باشد، قطعا هیچ کس از حضور شما مطلع نمیشود و محصولات عزیزتان باید خاک بخورند یا نهایتا در سرما و گرمای کوهستان از بین بروند.
در فضای دیجیتال و اینترنتی هم همین امر صادق است، یعنی اگر افراد شما را با استفاده از تبلیغات نشناسند، شما هرچقدر هم فعالیت مفیدی داشته باشید کسی به سراغ شما نمیآید.
هنری فورد، از کارآفرینان برتر آمریکا و موسس کارخانهی خودروسازی فورد در مورد اهمیت تبلیغات میگوید:
کسی که تبلیغ را متوقف میکند تا در پول صرفهجویی کند، مثل کسی میماند که ساعتی را از کار میاندازد تا در وقت صرفهجویی کند.
به صورت کلی با توجه به بستری که برای فعالیت انتخاب میکنید بازاریابی شما به دو دستهی زیر تقسیم میشود:
اگر یک وبسایت اختصاصی دارید، تبلیغات سایت از طریق SEO ،SEM ،Conten Marketing ،Email Marketing و … (در ادامه این روشها را بررسی میکنیم)
اگر اینستاگرام دارید که باید اصول اینستاگرام مارکتینگ را یاد بگیرید، چرا که موارد بالا تنها برای بازاریابی از طریق وبسایت کاربرد دارند. برای یادگیری اصول اینستاگرام هم پیشنهاد میکنم مقالهای که در این مورد نوشتهایم را مطالعه کنید تا سرنخهای خوبی دستگیرتان شود. در صورت فعالیت در شبکههای اجتماعی دیگر مثل یوتیوب و … هم باید نحوهی فعالیت صحیح در آنها را یاد بگیرید.
بهترین روشهای دیجیتال مارکتینگ
سئو، از اولین مراحل بازاریابی دیجیتال 1) بهینهسازی سایت برای موتورهای جستجو، از مهمترین مراحل دیجیتال مارکتینگ
(Search Engine Optimize)
شاید کلمهی “سئو” زیاد به گوشتان خورده باشد. سئو یا بهینهسازی وبسایت برای موتورهای جستجو را شاید بتوان کمهزینهترین نوع بازاریابی تلقی کرد. با بهینهسازی سایت میتوانید در نتایج برتر گوگل برای کلمهی کلیدی مرتبط با حوزهی فعالیت خود ظاهر شوید.
البته همین اول کار به شما بگویم که نتیجه گرفتن از این کار زمانبر است و شاید نیاز باشد تا 6 ماه برای دیدن نتیجه صبر کنید، اما شاید اگر بدانید برای انجام سئوی سایت نیاز به هزینهی بسیار کمی دارید، حتما روی آن سرمایهگذاری میکنید.
فرض کنید شما در زمینهی فروش کیف چرمی فعالیت میکنید و یک فروشگاه اینترنتی هم برای فروش محصولات خود ایجاد کردهاید. روزانه افراد زیادی وجود دارند که این کلمه را در گوگل سرچ میکنند، حالا اگر بعد از سرچ کردن این عبارت، سایت شما در لینک اول گوگل یا حداقل در 10 نتیجهی اول قرار داشته باشد چه اتفاقی میافتد؟ صدها کاربر اینترنت که احتمالا مشتری کیفهای شما هستند به سمت فروشگاه اینترنتی شما سرازیر میشوند. برای آشنایی بیشتر با بهینهسازی سایت برای موتورهای جستجو پیشنهاد میکنم مقالهای که در این زمینه نوشتهام را مطالعه کنید.
بازاریابی موتورهای جستجو2) بازریابی موتورهای جستجو (Search Engine Marketing)
این کار بر خلاف روش قبلی که هزینهی کم و زمان زیادی برای نتیجه گرفتن از آن نیاز داشت، در مدت زمان کوتاهتری شما را به نتایج برتر گوگل میرساند اما باید برای آن هزینه کنید. احتمالا شما هم موقع سرچ کردن بعضی از عبارات، واژهی “آگهی” یا “Ad” را در کنار لینکهای اول گوگل دیدهاید، دیدن چنین عبارتی یعنی آن سایت از طریق تبلیغات گوگل ادز رتبه گرفته و از طریق سئو بالا نیامده است.
شما هم میتوانید از سرویسهای تبلیغاتی گوگل مثل گوگل ادز استفاده کنید تا در مدت زمان کوتاه سایت خود را در لینک اول گوگل ببینید.
بازاریابی محتوا از مهم ترین مراحل دیجیتال مارکتینگ
3) بازاریابی محتوایی (Content Marketing)
بازاریابی محتوا یکی از جدیدترین و بهترین متدهای تبلیغات و بازاریابی هست که به علت بازدهی خوب و قیمت پایین مورد استقبال قرار میگیرد. در این روش کافیست تا شما محتوایی ارزشمند و مرتبط با محصول یا خدمتی که دارید را تولید کنید، این محتوا میتواند متنی یا حتی ویدئویی باشد. با ارائهی یک محتوای خوب که در آن به نیاز کاربر و سوالات او پیرامون موضوع فعالیت خود جواب میدهید، به صورت غیر مستقیم کاربر را به خود جذب کرده و او تشویق به خرید میشود.
یکی از مراحل بازاریابی دیجیتال، بازاریابی شبکه های اجتماعی4) بازاریابی شبکههای اجتماعی (Social Media Marketing)
به زبان ساده به تولید محتوا برای شبکههای اجتماعی برای تحقق اهداف بازاریابی و فروش بازاریابی از طریق شبکههای اجتماعی میگوییم. شبکههای اجتماعی این روزها تنها فضایی برای سرگرمی و وقت گذراندن نیستند و با توجه به اینکه اکثر افراد جامعه تایم زیادی را در آنها سپری میکنند، پس بهترین فرصت برای شماست که در این زمانها کنار آنها باشید و اهداف بازاریابی خودتان را پیش ببرید.
اینستاگرام در حال حاضر یکی از بهترین بسترها برای این نوع بازاریابیست. اگر از کاربران اینستاگرام باشید حتما در صفحات افراد مشهور تبلیغات محصولات زیادی را دیدهاید. همکاری با این اینفلوئنسرها جزئی از بازاریابی در شبکههای اجتماعی محسوب میشود.
ایمیل مارکتینگ، یکی از روشهای دیجیتال مارکتینگ5) بازاریابی از طریق ایمیل (ٍEmail Marketing)
ایمیل مارکتینگ یکی از روشهای نسبتا قدیمی بازاریابی دیجیتال محسوب میشود که امروزه بحثهای زیادی بر سر کاربردی بودن یا نبودن آن وجود دارد، اما آنچه مسلم است این است که هر راهی که مشتری را به شما برساند باید برای شما ارزشمند باشد. از آنجا که افراد معمولا ایمیل خود را مدام عوض نمیکنند، اگر شما یکبار موفق به گرفتن ایمیل آنها شوید میتوانید برای همیشه به آنها دسترسی داشته باشید.
اگر میخواهید یک آموزش رایگان و کاربردی در زمینهی ایمیل مارکتینگ داشته باشید
تبلیغات آنلاین،یکی از مراحل دیجیتال مارکتینگ6) تبلیغات آنلاین (Online advertising)
یکی از جذابترین مراحل دیجیتال مارکتینگ مرحله تبلیغات است. همانطور که میدانید تبلیغات بخش جدانشدنی هر نوع بازاریابیست. بازاریابی دیجیتال هم از این قاعده مستثنی نیست. چرا میگوییم یکی از مراحل جذاب؟ چون در تبلیغات در فضای آنلاین، برخلاف تبلیغات سنتی، شما میتوانید با کمترین هزینه، تبلیغاتی هدفمند داشته باشید و دقیقا میزان موفقیت تبیلغتان را اندازهگیری کنید.
در بازاریابی سنتی شما هیچ وقت دقیقا متوجه نمیشوید که برای مثال چه تعداد از افراد از بیلبورد تبلیغاتی شما بازدید کردهاند و این تبلیغ چقدر روی آنها تاثیر گذاشته است، اما در تبلیغات آنلاین شما متوجه میشوید که چند نفر روی لینک تبلیغ شما کلیک کردهاند و چند نفرشان به هدف شما از قرار دادن این تبلیغ جواب مثبت دادهاند.
مرحله چهارم) آنالیز دادهها
تحلیل داده ها،آخرین مرحله بازاریابی دیجیتالاین مرحله را میتوان آخرین مرحله از بازاریابی دیجیتالی دانست.حالا که شما فعالیت خود را در سایت یا شبکههای اجتماعی شروع کردید، نباید آن را به امان خدا رها کنید. مهمترین مرحله برای پیشرفت هر کسب و کاری در این فضا تحلیل و آنالیز دادههایی هست که از ابزارهای مختلف بدست میآورید.
اینکه بدانید کاربران چه مدت زمانی را در سایت شما سپری کردهاند، در چه صفحاتی بیشتر ماندهاند و از چه مقالات یا صفحات دیگر سایت شما بیشتر استقبال کردهاند، جنسیت کاربران و ترافیک سایت، تنها بخشی از اطلاعاتی هستند که با استفاده از ابزار گوگل آنالیتیکس میتواند آنها را بدست آورده و تحلیل کنید.
تعداد بازدید در یک هفتهی گذشته، تعداد به اشتراکگذاری یا سیو شدن پستها و موقعیت جغرافیایی کاربران هم تنها گوشهای از اطلاعاتی هست که میتوانید با استفاده از Instagram Insights بدست آورید و پیج اینستاگرام خود را تحلیل کنید.
با آنالیز دادهها از هر بخش شما میتوانید برنامهریزی بلند مدت یا کوتاه مدتی برای ادامهی مسیر فعالیت خود داشته باشید.
اگر هنوز هم کمی سردرگم هستید که از کجا شروع کنید، نمیدانید کدام روش بازاریابی برای شما سودآورتر است، میخواهید از افرادی با تجربه که سالهای سال در حوزهی بازاریابی دیجیتال فعالیت کرده اند مشورت بگیرید، پیشنهاد میکنم مشاوره رایگان آغازینو رو از دست ندین.
کلام پایانی
امیدوار هستیم در پایان این مقاله شما به یک دیدگاه کلی از مراحل دیجیتال مارکتینگ برای شروع فعالیت خود رسیده باشید. در نهایت هم باید بگوییم که دیجیتال مارکتینگ چیزی نیست که یک شبه بتوانید با آن پولدار شوید، اطلاع داشتن از جدیدترین دانش و اصول انجام فعالیتهای این حوزه، داشتن خلاقیت و صبر و مداومت در انجام دادن فعالیتها، رمز موفقیت شما در بهترین دوره بازاریابی دیجیتال است.
در پایان به شما پیشنهاد میکنیم تا اگر از میخواهید بروزترین و کاربردیترین آموزشهای بهترین دوره دیجیتال مارکتینگ استفاده کنید و فعالیت خود را تحت نظر کارآفرینان برتر و صاحبان کسب و کارهای آنلاین موفق شروع کنید.
منبع : آغازینو
با توجه به میزان دسترسی امروز مردم به اینترنت، اگر به شما بگویم تعداد افرادی که هر روز آنلاین میشوند بیشتر از تصور شماست و روز به روز هم به آن اضافه میشود، باور میکنید؟
در واقع، طبق تحقیقات جهانی، استفاده “ثابت” از اینترنت در میان بزرگسالان فقط در سه سال گذشته ۵ درصد افزایش داشته است. این افزایش استفاده از اینترنت باعث شده که نوع خرید مردم نیز از خریدهای فیزیکی و حضوری به خرید آنلاین تغییر کند.
در این میان این بازاریابی بوده است که در هر دو نوع خرید ارتباط شما را با مخاطبان و مشتریان حفظ کرده است و راهی برای فروش بیشتر شما بوده است. امروزه مفهوم بازاریابی با قدیم فرق کرده است و بستری به اسم اینترنت محلی است که کسب و کارها به دنبال فروش و معرفی برند خود هستند.
دیجیتال مارکتینگ یا همان بازاریابی دیجیتال به هر شکلی از بازاریابی که به صورت آنلاین انجام میشود، گفته میشود.
در بسیاری از شرکتها و سازمان، دیجیتال مارکتینگ به عنوان یک روش واقعاً موثر برای جذب، تعامل و همچنین فروش آنلاین، استفاده میشود. اما هستند کسانی که هنوز هم سوالات زیادی در مورد بازاریابی دیجیتال دارند و دوست دارند تا بیشتر درباره این مفهوم بدانند. بنابراین، تصمیم گرفتیم به سؤال تمام آنها پاسخ دهیم. بنابراین، تعریف دیجیتال مارکتینگ چیست؟
دیجیتال مارکتینگ چیست؟
دیجیتال مارکتینگ شامل تمام فعالیتهای بازاریابی میشود که از طریق بستری به نام اینترنت صورت میپذیرد. مشاغل از کانالهای دیجیتال مانند موتورهای جستجو، شبکههای اجتماعی، ایمیل و سایر وبسایتها برای ارتباط با مشتریان فعلی و احتمالی خود استفاده میکنند.
یک دیجیتال مارکتر ممکن است بگوید که دیجیتال مارکتینگ و بازاریابی درونگرا مفاهیم یکسانی دارند، اما در اصل تفاوتهای جزئی در این دو وجود دارد.
نقش دیجیتال مارکتینگ در شرکتها چیست؟
بازاریابی سنتی معمولا به این صورت است که تبلیغات به صورت چاپی، ارتباط تلفنی با مشتریان یا به صورت فیزیکی و حضوری انجام میشود، اما نقطه مقابل آن بازاریابی دیجیتال کاملا به صورت آنلاین و الکترونیکی رخ میدهد. این بدان معناست که شرکتها و برندها امکانات بسیار بیشتری برای دسترسی به مشتریان بیشتر از جمله ایمیل، ویدئو، شبکههای اجتماعی و موتورهای جستجو در اختیار دارند.
در تمام مراحل دیجیتال مارکتینگ آگاهی از برند حرف اول و آخر را میزند و یک اصل به شمار میآید. در دنیای آنلاین امروز، تمام کسب و کارها وبسایت دارند و داشتن وبسایت را از واجبات کسب و کار خود میدانند. حتی اگر وبسایت نداشته باشند، سعی میکنند تا در شبکههای اجتماعی یا دیگر کانالها حضور پررنگی داشته باشند. محتوای دیجیتال و بازاریابی آن به قدری در میان کسب و کارها رایج است که اکنون مصرف کنندگان از کسب و کارها انتظار دارند تا یکی از ابزارها دیجیتال را در اختیار داشته باشند و بسیاری از کسب و کارها این ابزارها را راهی برای جلب اعتماد مشتری میدانند.
اگر بخواهیم به صورت خلاصه در مورد اهمیت دیجیتال مارکتینگ برای شرکتها بگوییم، به عنوان یک مالک کسب و کار برای اینکه در بازار و در میان رقبا بتوانید خود را برجستهتر کنید، باید در پروسه استخدام خود به افراد ماهر در دیجیتال مارکتینگ اهمیت دهید و از ترفندها و علم دیجیتال مارکتینگ در کسب و کار خود استفاده کنید.
با اینکه بازاریابی دیجیتال روشها و استراتژیهای بسیاری برای انجام پیش روی شما قرار داده است، اما با این حال میتوانید خلاقیت به خرج دهید و سراغ روشهای نوین و همچنین مواردی بروید که باقی کسب و کارها از آن نتیجه گرفتند. با استفاده از دیجیتال مارکتینگ، میتوانید از ابزارهایی مانند داشبورد تجزیه و تحلیل برای نظارت بر موفقیت و بازگشت سرمایه در کمپینهای خود استفاده کنید و بیشتر از آنچه میتوانید با یک محتوای تبلیغاتی سنتی – مانند بیلبورد یا تبلیغ چاپی به دست آورید، بهره ببرید.
تعریف هر کسب و کار از دیجیتال مارکتینگ چیست؟
دیجیتال مارکتینگ به استفاده از تاکتیکها و کانالهای دیجیتالی متعدد برای ارتباط با مشتریانی که بیشتر اوقات خود را در بستر آنلاین میگذرانند، تعریف میشود. از خود وبسایت گرفته تا تمام کانالهای آنلاین یک کسب و کار – تبلیغات دیجیتال، بازاریابی از طریق ایمیل، بروشورهای آنلاین و موارد دیگر – تاکتیکهای بسیاری برای انجام وجود دارد که همه آنها زیر چتر “دیجیتال مارکتینگ” قرار میگیرند.
بهترین بازاریابهای دیجیتال به خوبی روی آنچه میخواهند در کمپینهای دیجیتال انجام دهند و اهدافی که قرار است با مارکتینگ به آن برسند، واقف هستند. دیجیتال مارکترها بسته به اهداف استراتژی بازاریابی خود، میتوانند از طریق کانالهای رایگان و پولی که در اختیار دارند، اهداف خود را عملی کنند.
به عنوان مثال یک بازاریاب محتوایی در تیم دیجیتال مارکتینگ میتواند سراغ تهیه محتواهایی برای وبلاگ برود، که ثابت شده این کار در سالهای اخیر بیشترین میزان جذب مخاطب را داشته است. دیجیتال مارکترها در شبکههای اجتماعی ممکن است سراغ تهیه پستهایی برای پیج کسب و کارها بروند، حتی برای تبلیغات در این پلتفرمها نیز محتوا آماده کنند و در نهایت با انتشار محتوا به ارتقا پستهای وبلاگ کمک کند. مارکترها در بخش ایمیل مارکتینک کمپینهای ایمیلی تدوین و اجرا کنند و در آن کمپین از محصول و یا پروموشنهای جدید به کاربران میگویند.
انواع دیجیتال مارکتینگ
بهینه سازی موتورهای جستجو (SEO)
بازاریابی محتوا
بازاریابی از طریق شبکههای اجتماعی
پرداخت به ازای کلیک (PPC)
افیلیت مارکتینگ
تبلیغات نیتیو
اتوماسیون بازاریابی و فروش
ایمیل مارکتینگ
بازاریابی آنلاین
بازاریابی درونگرا
محتوای حمایت شده یا دارای اسپانسر
در ادامه خلاصهای از رایجترین روشهای بازاریابی دیجیتال و کانالهای درگیر در این پروسه خواهیم گفت.
بهینه سازی موتورهای جستجو (SEO)
کل آنچه در سئو و یا بهینه سازی موتورهای جستجو انجام میشود برای “رتبه بندی” بالاتر در صفحات نتایج موتور جستجو است و در نتیجه میزان بازدید ارگانیک (یا رایگان) وبسایت شما افزایش مییابد. کانالهایی که از سئو بهرهمند میشوند شامل وبسایتها، وبلاگها و اینفوگرافیکها میشوند.
برای اینکه رتبه وبسایت خود را افزایش دهید، چندین روش وجود دارد که همه در پروسه سئو قرار میگیرند. این روشها شامل موارد زیر میشود:
سئو داخلی یا On-page: این روش سئو به طور خاص بر روی تمام محتواهای وبسایت در تمام صفحات انجام میشود. با تحقیق روی کلمات کلیدی و میزان جستجوی آنها، میتوانید به سؤالات خوانندگان پاسخ دهید و در صفحه نتایج جستجو (SERP)، رتبه بالاتری داشته باشید.
سئو خارجی یا Off-page: این نوع سئو بر روی کلیه فعالیتهایی تمرکز دارد که به جستجوهای خارج از سایت مربوط میشود. “چه چیزهایی خارج از وبسایت میتواند بر روی سئوی آن تأثیر بگذارد؟” این سؤالی است که به عنوان یک مدیر کسب و کار ممکن است بپرسید و پاسخ آن میتواند لینک سازی خارجی یا همان بک لینک باشد. میزان لینکی که میتوانید از منتشر کنندگان محتوا دریافت کنید و “آتوریتی” وبسایتهای منتشر کننده محتوا، میتواند بر میزان رتبه بندی شما بر روی کلمات کلیدی مهم تأثیر بگذارد. در این روش میتوانید محتواهای جذابی تولید کنید و وبسایتهای ناشر را به سمت محتوای خود جذب کنید تا بتوانید بک لینکهایی رایگانی به دست آوردید که تمام آنها برای رتبه گرفتن و سئوی وبسایت شما مفید هستند.
سئو تکنیکال یا فنی: این نوع سئو بر روی باطن وبسایت شما و نحوه کدگذاری صفحات شما متمرکز است. فشرده سازی تصاویر، دادههای ساختار یافته و بهینه سازی فایل CSS همه اشکالات فنی هستند که میتوانند سرعت بارگذاری وبسایت شما را افزایش دهند و این موضوع مهمترین فاکتور در رتبه گرفتن وبسایت شما در نتایج جستجو به شمار میآید.
بازاریابی محتوا
این اصطلاح به معنای تولید و ترویج محتوا به منظور ایجاد آگاهی از برند، رشد ترافیک، افزایش لید و هدایت مشتری به سمت وبسایت میباشد. کانالهایی که میتوانند در استراتژی بازاریابی محتوای شما نقش داشته باشند عبارتاند از:
پستهای وبلاگ: نوشتن و انتشار مقالات در وبلاگ به شما کمک میکند تا تخصص صنعت خود را به نمایش بگذارید و باعث ایجاد ترافیک از جستجوی ارگانیک برای تجارت خود شوید. در نهایت این کار به شما فرصت بیشتری میدهد تا بازدیدکنندگان وبسایت را به مشتریان بالفعل تبدیل کنید و در نهایت لید را افزایش دهید.
کتابهای الکترونیکی: کتابهای الکترونیکی محتواهای طولانی و مفیدی هستند که به آموزش بیشتر بازدید کنندگان وبسایت شما کمک میکنند. همچنین به شما این امکان را میدهند تا محتوایی برای افزایش اطلاعات مخاطب و مشتری ایجاد کنید، برای کسب و کار خود افزایش لید به وجود آورید و مشتریان را در سفر خرید خود هدایت کنید.
اینفوگرافیها: گاهی اوقات، خوانندگان به دنبال تصویر هستند تا متن. اینفوگرافیک نوعی محتوای بصری است که به بازدیدکنندگان وبسایت کمک میکند تا به مفاهیمی که به دنبال آنها هستند دست پیدا کنند.
بازاریابی از طریق شبکههای اجتماعی
این روش باعث افزایش آگاهی از برند و همچنین ترویج محتوای شما در شبکههای اجتماعی میشود، تا با کمک آن ترافیک وبسایت خود را افزایش دهید و در نهایت لید را افزایش دهید. کانالهایی که میتوانید در بازاریابی شبکههای اجتماعی استفاده کنید شامل موارد زیر میشود:
فیسبوک
توییتر
لینکدین
اینستاگرام
اسنپ چت
پینترست
پرداخت به ازای کلیک (PPC)
PPC روشی برای هدایت ترافیک به وبسایت به ازای مبلغی است که بابت هر بار کلیک روی تبلیغ شما پرداخت میشود. یکی از رایجترین روشها در این روش بازاریابی دیجیتال، گوگل ادز است که به شما این امکان را میدهد که در صفحات ابتدایی نتایج جستجو تبلیغ خود را قرار دهید و به این ترتیب هدایت به سمت وبسایت را به ازای هر کلیک و پرداخت هزینه افزایش دهید. کانالهای دیگری که میتوانید در PPC استفاده کنید عبارتاند از:
تبلیغات پولی در فیسبوک: در این روش، کاربران میتوانند ویدیو، پست تصویری یا نمایش اسلایدی، را منتشر کنند که فیسبوک آن را به فیدهای خبری افرادی قرار میدهد که محتوای آن و مخاطبان آن با محتوا و نوع مخاطبان شما همخوانی دارد و در یک راستا است.
کمپینهای تبلیغاتی توییتر: در این روش، برای قرار گرفتن محتوا در بالای فید توییتها هزینه پرداخت میشود و محتوای شما به مخاطبان بیشتری نشان داده میشود و همچنین میتوانید سراغ تبلیغاتی بروید که پروفایل شما به مخاطبان نشان داده شود. همه اینها به هدف خاصی که شما از اجرای کمپین دارید مربوط میشود. این هدف میتواند ترافیک وبسایت، افزایش دنبال کنندگان در توییتر، اینگیجمنت بیشتر با حساب کاربری و حتی افزایش میزان دانلود اپلیکیشن باشد.
تبلیغات در لینکدین: در این روش، کاربران میتوانند با توجه به صنعت و پیشینه خود، هزینه کنند تا مستقیماً به کاربران خاص در لینکدین پیام ارسال کنند.
افیلیت مارکتینگ
این نوعی تبلیغات مبتنی بر عملکرد است که در آن برای فروش محصولات یا خدمات شخص دیگری در وبسایت خود کمیسیون دریافت میکنید. کانالهای بازاریابی وابسته به این روش شامل موارد زیر میشود:
قرار دادن ویدیوی تبلیغاتی در یوتیوب و کسب درآمد از آن.
اشتراک گذاری لینک افیلیت از حساب شبکههای اجتماعی و یا وبسایت خود.
تبلیغات نیتیو
تبلیغات نیتیو به تبلیغاتی اطلاق میشود که در درجه اول از طریق محتوا هدایت میشود و در کنار سایر مطالب غیر پرداختی در یک پلتفرم نمایش داده میشود. کسب و کارها در هر قسمت از وبسایت خود این تبلیغات را منتشر میکنند و معمولا پلتفرمهایی برای اینگونه تبلیغات وجود دارد.
اتوماسیون بازاریابی فروش
اتوماسیون بازاریابی به نرم افزاری گفته میشود که در خدمت خودکار سازی عملیات کلی بازاریابی شما است. بسیاری از بخشهای بازاریابی میتوانند کارهای تکراری را تا به امروز به صورت دستی انجام میدادند، خودکار کنند، مانند:
ارسال ایمیل خبرنامه: اتوماسیون ایمیل تنها امکان ارسال اتوماسیون ایمیل خبرنامه را به شما نمیدهد. همچنین به شما این امکان را میدهد تا لیست مخاطبان خود را کوچکتر و بزرگتر کنید، بنابراین خبرنامه شما تنها برای افرادی خاص ارسال میشود.
زمان بندی ارسال پست در شبکههای اجتماعی: اگر میخواهید کسب و کار خود را در شبکههای اجتماعی برجسته کنید، باید به صورت مداوم پست منتشر کنید. این موضوع باعث میشود که ارسال دستی پست در شبکهها کمی سخت شود. ابزارهای برنامه ریزی شبکههای اجتماعی محتوای شما در شبکههای اجتماعی منتشر میکنند، بنابراین میتوانید زمان بیشتری را با تمرکز بر استراتژی محتوا صرف کنید.
چرخه افزایش لید: افزایش لید و تبدیل آن به مشتری، میتواند یک روند طولانی باشد. شما میتوانید با ارسال نامههای الکترونیکی خاص و محتوای خاص، هنگامی که هدف خاصی برای خود تعیین میکنید، این فرآیند را خودکار کنید.
ردیابی و گزارش کمپین: کمپینهای بازاریابی در هر شرکت ممکن است تعداد بالایی داشته باشند و شامل ایمیل مارکتینگ، بازاریابی محتوا، سئو صفحات وب، تماسهای تلفنی و موارد دیگر باشند. اتوماسیون بازاریابی میتواند به شما کمک کند هر آنچه را که انجام میدهید، بر اساس کمپین مرتب کنید و سپس عملکرد آن کمپین را براساس پیشرفتی که همه این مؤلفهها در طول زمان به دست میآورند، ردیابی کنید.
بازاریابی آنلاین
بازاریابی آنلاین عملی است که میتوانید با استفاده از نشریات دیجیتال، وبلاگها و سایر وبسایتهای مبتنی بر محتوا، انجام دهید. این روش تقریباً شبیه بازاریابی سنتی است، اما در فضای آنلاین صورت میپذیرد. کانالهایی که میتوانید در بازاریابی آنلاین خود استفاده کنید عبارتاند از:
ارتباط خبرنگاران از طریق شبکههای اجتماعی: به عنوان مثال گفتگو با خبرنگاران در توییتر یک روش عالی برای ایجاد ارتباط با مطبوعات است که این فرصت را برای شما فراهم میکند که ارتباط شرکت خود با رسانهها را حفظ کنید.
نظرات آنلاین درباره شرکت شما: وقتی فردی به صورت آنلاین درباره شرکت و کسب و کار شما نظر بدهد، چه این نظر خوب باشد و جه بد، حرفهای نیست که به آن پاسخ ندهید. برعکس، پاسخگوییهای شما باعث میشود که برند شما انسانیتر به نظر برسد و با پاسخ دادن اعتبار خود را حفظ و افزایش دهید.
کامنتهای دارای اینگیجمنت بالا بر روی وبسایت یا وبلاگ: همان کاری که شما در شبکههای اجتماعی برای پاسخ دادن به نظرات در پیش میگیرید، باید در مورد نظرات وبسایت و وبلاگ نیز انجام دهید و به این ترتیب میزان تعامل کاربر با وبسایت خود را افزایش دهید.
بازاریابی درونگرا
بازاریابی درونگرا به یک روش بازاریابی اشاره دارد که در آن شما در هر مرحله از سفر خریدار مشتری مشتاق را جذب میکنید و با او تعامل خواهید داشت. شما میتوانید از هر روش بازاریابی دیجیتال ذکر شده در بالا، در طول یک استراتژی بازاریابی درونگرا استفاده کنید تا تجربه مشتری را به بهترین تجربه تبدیل کنید. در اینجا چند نمونه کلاسیک از بازاریابی درونگرا در مقابل بازاریابی سنتی آورده شده است:
وبلاگ نویسی در مقابل تبلیغات پاپ آپ
بازاریابی ویدیویی در مقابل تبلیغات تجاری
ارسال ایمیل برای مخاطبان خاص به جای ارسال ایمیل اسپم
تیم دیجیتال مارکتینگ
همانطور که در مسیر شغلی مدیر مارکتینگ آمده است، استخدام کارشناس دیجیتال مارکتینگ در هر شرکتی از واجبات است. آنها وظیفه آگاهی از برند و افزایش لید از طریق همه کانالهای دیجیتالی – چه رایگان و چه پولی – را در اختیار دارند که این کانالها شامل شبکههای اجتماعی، وبسایت خود شرکت، رتبه بندی در موتورهای جستجو، ایمیل، تبلیغات کلیکی و وبلاگ شرکت میشود.
دیجیتال مارکترها معمولا روی یک شاخص کلیدی عملکرد (KPI) متفاوت برای هر کانال تمرکز میکنند تا بتوانند عملکرد شرکت را به درستی برای هر شاخص اندازه گیری کنند. به عنوان مثال شاخص کلیدی عملکرد (KPI) یک بازاریاب دیجیتال که مسئول سئو است، “ترافیک ارگانیک” وبسایت است – که این میزان با توجه به میزان بازدیدکنندگان وبسایت که از طریق نتایج جستجوی گوگل به وبسایت هدایت میشود، محاسبه میشود.
بازاریابی دیجیتال امروزه بسیار گسترده انجام میشود. در شرکتهای کوچک، یک متخصص ممکن است همزمان تمام کارهای دیجیتال مارکتینگ را انجام دهد. در شرکتهای بزرگتر، اهداف دیجیتال مارکتینگ بر دوش افراد متخصص در هر بخش است که هر کدام KPI مخصوص به خود را دارند. در تیم دیجیتال مارکتینگ استخدام مدیر دیجیتال مارکتینگ از اصلیترین کارها است تا این فرد بتواند تیم را برای رسیدن به اهداف بازاریابی هدایت کند.
در اینجا چند نمونه از این متخصصان آورده شده است:
مدیر سئو
KPI اصلی: ترافیک ارگانیک
طبق آنچه در مسیر شغلی سئو آمده است، مدیران سئو کسب و کار را در گوگل رتبه بندی میکنند. این افراد در تیم بازاریابی با استفاده از روشهای مختلف به بهینه سازی وبسایت در موتورهای جستجو میپردازند، که این شخص ممکن است مستقیماً با تولیدکنندگان محتوا کار کند تا اطمینان حاصل کند که محتوای تولید شده آنها در گوگل به خوبی نتیجه خواهد گرفت – حتی اگر شرکت این محتوا را در شبکههای اجتماعی نیز ارسال کند.
متخصص بازاریابی محتوا
KPI اصلی: زمان حضور کاربر در صفحه، بازدید کلی وبلاگ، مشترکان کانال یوتیوب
متخصصان بازاریابی محتوا افرادی هستند که محتواهای مناسب تولید میکنند. آنها مرتباً تقویم وبلاگ نویسی شرکت را ردیابی میکنند و به یک استراتژی محتوایی که شامل ویدیو نیز باشد، برای شرکت تدوین میکنند. این متخصصان غالباً با افراد در بخشهای دیگر کار میکنند تا اطمینان حاصل کنند که محصولات و کمپینهای راه اندازی شده با محتوای تبلیغاتی در هر کانال دیجیتال همخوانی داشته باشد.
مدیر شبکههای اجتماعی
KPI اصلی: افزایش تعداد دنبال کننده، ایمپرشن، اشتراک گذاری محتوا و پروفایل
نقش مدیر شبکههای اجتماعی از عنوان آسان آن قابل حدس است، اما اینکه کدام شبکههای اجتماعی را برای شرکت مدیریت میکنند، به نوع صنعت بستگی دارد. آنها برنامه ارسال پست در شبکههای اجتماعی شرکت را تدوین میکنند. این کارمند همچنین ممکن است با متخصص بازاریابی محتوا همکاری کند تا در مورد استراتژی محتوا در شبکههای اجتماعی به یک جمع بندی برسند.
(توجه: در میان KPIهای بالا، ایمپرشن “impressions” به دفعات نمایش پستهای پیج در فید کاربر اطلاق میشود.)
هماهنگ کننده اتوماسیون بازاریابی
KPI اصلی: نرخ باز کردن ایمیل، نرخ کلیک کمپین و نرخ تبدیل
هماهنگ کننده اتوماسیون بازاریابی و فروش این امکان را به کل تیم بازاریابی میدهد تا رفتار مشتریان خود را درک کنند و با استفاده از ابزارهای اتوماسیون رشد کسب و کار و کمپینها را بسنجند. از آنجایی که بسیاری از فعالیتهای بازاریابی توضیح داده شده در بالا ممکن است جدا از یکدیگر انجام شوند، به همین دلیل بسیار مهم است که فردی تمام فعالیتهای بازاریابی را دریابی کند.
بازاریابی درونگرا در مقابل بازاریابی دیجیتال
در ظاهر، این دو شبیه به نظر میرسند: هر دو در درجه اول به صورت آنلاین رخ میدهند و هر دو بر روی ایجاد محتوای دیجیتالی برای مصرف مردم تمرکز دارند. پس چه تفاوتی دارند؟
اصطلاح “بازاریابی دیجیتال” تفاوتی بین تاکتیکهای فشار و کشش بازاریابی (یا آنچه اکنون ممکن است از آن به عنوان روشهای “درونگرا” و “برونگرا” یاد کنیم) فرقی نمیگذارد. هر دو هنوز هم میتوانند زیر چتر بازاریابی دیجیتال قرار بگیرند.
تاکتیکهای برونگرا در دیجیتال مارکتینگ، یک پیام بازاریابی را مستقیماً در مقابل تعداد بیشتری از افراد در فضای آنلاین قرار میدهد – صرف نظر از این که این موضوع مرتبط باشد یا مورد استقبال قرار گیرد. به عنوان مثال، تبلیغات بنری جذاب که در بالای بسیاری از وبسایتها مشاهده میکنید، سعی دارند تا کالا را به همه افراد نشان دهند که شامل افرادی نیز میشود که به آن کالا نیاز ندارند.
از طرف دیگر، بازاریابهایی که از تاکتیکهای درونگرا دیجیتال استفاده میکنند، از محتوای آنلاین برای جذب مشتریان هدف خود به وبسایتهای خود استفاده میکنند. یکی از سادهترین و در عین حال قدرتمندترین داراییهای بازاریابی دیجیتال درونگرا، وبلاگ است که نیاز مشتری را به طور کاملا حرفهای برطرف میکند.
آیا بازاریابی دیجیتال برای همه مشاغل مفید است؟
بازاریابی دیجیتال میتواند برای هر کسب و کاری در هر صنعت مفید باشد. صرف نظر از آنچه شرکت شما میفروشد، بازاریابی دیجیتال میتواند با شناسایی پرسونای خریداران و شناسایی نیازهای مخاطبان به شما در تولید محتوای ارزشمند کمک کند. با این حال، این بدان معنا نیست که همه مشاغل باید استراتژی بازاریابی دیجیتال را به یک شیوه اجرا کنند.
بازاریابی دیجیتال B2B
اگر شرکت شما (B2B) است، احتمالاً فعالیت شما در زمینه بازاریابی دیجیتال حول افزایش تبدیل آنلاین متمرکز است و هدف نهایی این است که کسی با یک فروشنده صحبت کند. به همین دلیل، نقش استراتژی بازاریابی شما جذب و تبدیل باکیفیت از طریق وبسایت و پشتیبانی است.
بازاریابی دیجیتال B2C
اگر شرکت شما بر روی فروش تمرکز دارد و مخاطب آن مردم عادی است (B2C)، احتمالاً هدف شما از فعالیتهای بازاریابی دیجیتال جذب و هدایت افراد به وبسایت و مشتری شدن آنها بدون نیاز به مکالمه با بخش فروش است.
به همین دلیل، شما احتمالاً کمتر بر روی “معیارها” به معنای سنتی آنها تمرکز میکنید و بیشتر تمرکز خود را بر روی سفر مشتری میگذارید، یعنی از لحظهای که شخصی به وبسایت شما میآید، تا لحظه خرید او. در این حالت توضیحات محصول در وبسایت شما در رأس هر کاری قرار دارد و شما ممکن است نیاز به استفاده از CTA (دکمه دعوت به عمل) بسیار قوی و اثرگذار داشته باشید.
برای شرکتهای B2C، کانالهایی مانند اینستاگرام و پینترست اغلب میتوانند با ارزشتر از پلتفرمهایی مانند لینکدین باشند.
چرا دیجیتال مارکتینگ مهم است؟
بازاریابی دیجیتال به شما کمک میکند با استفاده از روشهای سنتی مخاطبان بیشتری نسبت به آنچه میتوانستید داشته باشید به دست آورید و افرادی را که به احتمال زیاد محصول یا خدمات شما را خریداری میکنند، هدف قرار دهید. علاوه بر این، اغلب مقرون به صرفهتر از تبلیغات سنتی است و به شما این امکان را میدهد موفقیت را به صورت روزانه اندازه گیری کنید و بر روی اهداف خاصی تمرکز کنید.
چند مزیت عمده در دیجیتال مارکتینگ وجود دارد. بیایید به چهار مورد آن بپردازیم.
۱. شما میتوانید فقط کاربرانی را هدف قرار دهید که به احتمال زیاد محصول یا خدمات شما را خریداری میکنند
اگر تبلیغاتی را در تلویزیون، در یک مجله یا یک بیلبورد قرار دهید، هیچ محدودیتی برای انتخاب مخاطب نخواهید داشت و طیف وسیعی از افراد را هدف قرار میدهید. البته شما میتوانید در یک مجله مخاطبان خاصی را هدف قرار دهید که به طور مداوم آن مجله را دنبال میکنند که این تیری در تاریکی است.
دیجیتال مارکتینگ به شما این امکان را میدهد، مخاطبان کاملاً مشخصی را شناسایی و هدف قرار دهید و پیامهای بازاریابی خود به صورت شخصی و با بازدهی بالا را برای آن مخاطبان ارسال کنید.
در نهایت، بازاریابی دیجیتال شما را قادر میسازد تا تحقیقات لازم برای شناسایی پرسونای خریدار خود را انجام دهید و به شما این امکان را میدهد استراتژی بازاریابی خود را با گذشت زمان اصلاح کنید تا اطمینان حاصل کنید که به خریداران واقعی دست پیدا میکنید. از همه بهتر، بازاریابی دیجیتال به شما کمک میکند تا در گروههای فرعی نیز بازاریابی را انجام دهید. اگر محصولات یا خدمات مختلفی را به اشخاص مختلف میفروشید، این به ویژگی میتواند برای شما مفید است.
۲. نسبت به روشهای سنتی بازاریابی مقرون به صرفه است
بازاریابی دیجیتال این امکان را برای شما فراهم میکند که به صورت روزانه کمپینها را ردیابی کنید و در صورت عدم بازگشت سرمایه (ROI) بالا، مبلغی را که در یک کانال خاص خرج میکنید، کاهش دهید. این حالت را نمیتوان در بازاریابی به روش سنتی انجام داد. شما به هیچ عنوان نمیتوانید عملکرد کمپین بیلبوردی خود را بررسی کنید و میزان بازگشت سرمایه از آن را اندازه گیری کنید.
به علاوه، با بازاریابی دیجیتال، شما کنترل کاملی بر محل انتخاب پول خود دارید. شاید شما به جای پرداخت هزینه کمپینهای PPC، هزینه برای نرم افزاری پرداخت کنید که به شما در طراحی پست اینستاگرام کمک میکند. یک استراتژی بازاریابی دیجیتال به شما این امکان را میدهد تا به طور مداوم تغییر داشته باشید و روند را عوض کنید تا اطمینان حاصل کنید که هرگز در کانالهایی که عملکرد خوبی ندارند، پولی تلف نمیکنید.
به عنوان مثال، اگر در یک تجارت کوچک با بودجه محدود کار میکنید، ممکن است سرمایه گذاری در شبکههای اجتماعی، وبلاگ نویسی یا استخدام کارشناس سئو برای انجام کارهای مربوط به سئو را امتحان کنید – سه استراتژی میتوانند بازدهی بالایی برای شما داشته باشند.
۳. بازاریابی دیجیتال به شما این امکان را میدهد در صنعت خود از رقبای بزرگتر پیشی بگیرید
اگر برای یک تجارت کوچک کار میکنید، احتمالاً برای شما سخت است که با مارکترهای بزرگ صنعت خود رقابت کنید. بسیاری از آنها میلیونها تومان سرمایه برای تبلیغات تلویزیونی یا تبلیغات بیلبوردی در سراسر کشور دارند. خوشبختانه، روشهای بسیاری وجود دارد که با کمک آنها میتوانید از رقبای بزرگ خود پیشی بگیرید.
به عنوان مثال، رفتن سراغ کلمات کلیدی بلندتر و تولید محتوایی با کیفیت به شما در رتبه بندی در موتورهای جستجو برای این کلمات کلیدی کمک میکند. موتورهای جستجو برایشان مهم نیست که کدام برند در صنعت خود بزرگترین است؛ موتورهای جستجو محتوایی را که بیشترین بازتاب را در بین مخاطبان دارد، در اولویت قرار میدهند.
علاوه بر این، شبکههای اجتماعی شما را قادر میسازند تا از طریق بازاریابی تاثیرگذار به مخاطبان جدید دسترسی پیدا کنید. ممکن است بسیاری از برندهای بزرگ را در شبکههای اجتماعی دنبال نکنید، اما اینفلوئنسر هایی را دنبال میکنید که گهگاه محصولات یا خدماتی که دوست دارند را به نمایش میگذارند و تبلیغ میکنند، که ممکن است برای شرکتهای کوچک باشند.
۴. بازاریابی دیجیتال قابل اندازه گیری است
بازاریابی دیجیتال تمام آن معیارهای مهم اندازه گیری را به شما ارائه میدهد – از جمله میزان نمایش، اشتراک گذاریها، بازدیدها، کلیکها و زمان ماندن در صفحه، تمام آن معیارهایی است که برای دیجیتال مارکتینگ مهم هستند. این یکی از بزرگترین مزایای بازاریابی دیجیتال است. در حالی که تبلیغات سنتی میتواند برای اهداف خاصی مفید باشد و بزرگترین محدودیت آن قابل اندازه گیری بودن است.
برخلاف بیشتر فعالیتهای بازاریابی آفلاین، بازاریابی دیجیتال به بازاریابان اجازه میدهد نتایج دقیق را در هر زمان ببینند. اگر تا به حال در روزنامهها تبلیغ کرده باشید، متوجه خواهید شد که ردیابی میزان مشاهده آن صفحه از روزنامه که تبلیغ شما وجود دارد، چقدر سخت و حتی نشدنی است. هیچ راه مطمئنی وجود ندارد که بفهمید آیا آن تبلیغ عامل فروش کل بوده است یا خیر.
از طرف دیگر، با بازاریابی دیجیتال میتوانید میزان بازگشت سرمایه گذاری را از فعالیتهای بازاریابی خود بسنجید.
نحوه انجام بازاریابی دیجیتال
۱. اهداف خود را مشخص کنید
هنگامی که برای اولین بار قرار است بازاریابی دیجیتال را آغاز کنید، بسیار مهم است که با تعریف اهداف، کار خود را شروع کنید، زیرا بسته به این اهداف، استراتژی شما تعریف میشود. به عنوان مثال، اگر هدف شما افزایش آگاهی از برند است، ممکن است بخواهید بیشتر روی جذب مخاطب از سمت شبکههای اجتماعی تمرکز کنید.
یا اگر هدف شما معرفی محصول جدید و یا فروش آن باشد، بهتر این است که شما بر روی سئو و بهینه سازی محتوا تمرکز کنید تا در وهله اول خریداران بالقوه را به وبسایت خود جذب کنید. علاوه بر این، اگر هدف شما فروش باشد، میتوانید روی تبلیغات کلیکی و پولی تمرکز کنید و گوگل ادورز را در برنامه و استراتژی بازاریابی خود قرار دهید.
به هر حال، بعد از تعیین بزرگترین اهداف شرکت خود، سادهترین کار تدوین استراتژی بازاریابی خواهد بود.
۲. مخاطبان هدف خود را مشخص کنید
یکی از بزرگترین مزایای بازاریابی دیجیتال فرصت هدف قرار دادن مخاطبان خاص است – با این حال، اگر ابتدا مخاطبان خود را شناسایی نکنید، نمیتوانید از این مزیت استفاده کنید.
البته توجه به این نکته مهم است که، مخاطب هدف شما ممکن است بسته به کانال یا هدفی که برای یک محصول یا کمپین خاص در نظر گرفتهاید، متفاوت باشد.
به عنوان مثال، شاید شما متوجه شده باشید که بیشتر مخاطبان اینستاگرام شما افراد جوان هستند و ویدیوهای خندهدار و بعضا کوتاه را ترجیح میدهند – اما مخاطبان لینکدین شما افراد حرفهای و مسنتر هستند که به دنبال توصیههای شغلی و حرفهای هستند. برای جلب نظر این مخاطبان مختلف، باید به دنبال این باشید که محتوای خود را تغییر دهید.
۳. برای هر کانال دیجیتالی خود بودجه تعیین کنید
مانند هر فعالیتی در کسب و کارها، باید برای دیجیتال مارکتینگ هم بودجه تعیین کنید و این بودجه به این بستگی دارد که از چه عناصری در بازاریابی دیجیتال خود استفاده میکنید.
اگر قصد شما این است که روی سئو، تولید محتوا و شبکههای اجتماعی تمرکز کنید، خبر خوب این است که شما اصلاً به بودجه زیادی احتیاج ندارید. با بازاریابی درونگرا، تمرکز اصلی بر ایجاد محتوای با کیفیت بالا خواهد بود که برای مخاطب هدف شما تولید میشود که این کار تنها به سرمایه گذاری روی زمان نیاز دارد.
با استفاده از بازاریابی برونگرا مانند تبلیغات آنلاین و ایمیل مارکتینگ، بدون شک به بودجهای درست نیاز خواهید داشت. هزینه آن به این بستگی دارد که از چه بسترهایی برای تبلیغات خود استفاده کنید.
به عنوان مثال، با کمک تبلیغات کلیکی و گوگل ادورز میتوانید سراغ کلمات کلیدی بروید که در صنعت شما بیشترین اثرگذاری را دارند. بسته به کلمه کلیدی، هزینه این تبلیغات میتواند مقرون به صرفه یا بسیار گران باشد، به همین دلیل بسیار خوب خواهد شد که از قبل هزینه و میزان بودجه خود را مشخص کنید.
۴. تعادل خوبی بین استراتژیهای دیجیتال پولی و رایگان برقرار کنید
برای اینکه از بازاریابی دیجیتال بهترین نتیجه را بگیرید به این احتیاج دارید که هم روی تبلیغات پولی و هم روی تبلیغات رایگان به یک اندازه تمرکز داشته باشید و تعادل را بین این دو برقرار کنید.
به عنوان مثال، اگر وقت خود را صرف شناخت پرسونای مخاطب کنید میتوانید به خوبی نیازهای مخاطبان خود را شناسایی کنید و روی ایجاد محتوای آنلاین با کیفیت برای جذب و تبدیل آنها تمرکز کنید، پس با وجود حداقل تبلیغات، در شش ماه اول احتمالاً نتایج خوبی با میزان خرج پایین به دست خواهید آورد.
با این حال، اگر تبلیغات پولی بخشی از استراتژی دیجیتال شما باشد، نتایج ممکن است حتی سریعتر خود را نشان دهند.
در نهایت، توصیه میشود که برای دستیابی به موفقیت پایدار و طولانی مدت، بر روی سئو، محتوا و شبکههای اجتماعی بیشتر تمرکز کنید تا نسبتا هزینهی کمتری صرف کنید.
در صورت تردید، هر دو را امتحان کنید و با رسیدن به اینکه کدام کانالها – پولی یا رایگان – بهترین عملکرد را برای برند شما دارند، روند بازاریابی خود را تکرار کنید.
۵. منابع دیجیتالی خود را برای موبایل بهینه کنید
یکی دیگر از مؤلفههای اصلی بازاریابی دیجیتال، بازاریابی موبایل است. در حقیقت، استفاده از تلفنهای هوشمند به طور کلی زمان بسیار زیادی از روز مردم را به خود اختصاص میدهند در حالی که استفاده مردم از لپتاپ و همچنین استفاده از شبکههای اجتماعی در نسخه وب بسیار کمتر است.
این بدان معنی است که بهینه سازی تبلیغات دیجیتال، صفحات وب، تصاویر شبکههای اجتماعی و سایر منابع دیجیتال برای دستگاههای تلفن همراه ضروری است. اگر شرکت و وبسایت شما دارای اپلیکیشن است که کاربران از طریق آن برای خرید اقدام میکنند، این اپلیکیشن نیز زیر چتر بازاریابی دیجیتال قرار میگیرد.
کسانی که از طریق دستگاههای تلفن همراه با شرکت شما به صورت آنلاین در ارتباط هستند، باید همان تجربه مثبتی را داشته باشند که افراد روی دسکتاپ دارند. اهداف شما در این زمینه میتواند شامل طراحی ریسپانسیو وبسایت بر روی نسخه موبایل و همچنین تجربه کاربری عالی بر روی موبایل باشد تا کار با آن راحتتر شود. همچنین میتوانید در اهداف خود این موضوع را نیز قرار دهید که مسیر خرید مشتری و فرمهای مورد نیاز را کاهش دهید. در مورد تصاویر شبکههای اجتماعی، بسیار مهم است که در طراحی آن مقیاس و اندازه تصاویر در موبایل را در نظر بگیرد و این موضوع را لحاظ کنید که نوشته در گوشی موبایل کوچکتر میشود.
۶. تحقیقات کلمات کلیدی را انجام دهید
بازاریابی دیجیتال به معنای دستیابی به مخاطبان هدفمند از طریق محتوای مشخص است – همه اینها بدون تحقیق کاربردی در مورد کلمات کلیدی اتفاق نمیافتد.
انجام تحقیق کلمات کلیدی برای بهینه سازی وبسایت و محتوای شما برای سئو و اطمینان از اینکه افراد میتوانند از طریق موتورهای جستجو کسب و کار شما را پیدا کنند، بسیار مهم است. علاوه بر این، تحقیق و بررسی کلمات کلیدی در شبکههای اجتماعی نیز میتواند برای بازاریابی محصولات یا خدمات شما در کانالهای مختلف اجتماعی نیز مفید باشد.
حتی اگر یک استراتژیست تمام وقت در مورد سئو سایت خود ندارید، باز هم میتوانید تحقیقات مربوط به کلمات کلیدی را انجام دهید. سعی کنید لیستی از کلمات کلیدی با عملکرد بالا که مربوط به محصولات یا خدمات شما هستند، تهیه کنید و برای اینکه بیشتر به هدف خود برسید سراغ کلمات بلندتر بروید.
۷. پس از تجزیه و تحلیل استراتژیهای موفق را تکرار کنید
سرانجام، برای تدوین یک استراتژی بازاریابی دیجیتال موثر برای طولانی مدت، بسیار مهم است که تیم شما یاد بگیرد چگونه بر اساس تجزیه و تحلیل این استراتژی را تدوین کند.
به عنوان مثال، شاید بعد از چند ماه، متوجه میشوید که مخاطبان شما دیگر به محتوای شما در اینستاگرام علاقهای ندارند – اما آنها آنچه را در توییتر توییت میکنید دوست دارند. مطمئناً، این میتواند فرصتی برای شما باشد تا استراتژی خود در اینستاگرام را تغییر دهید، اما همچنین ممکن است نشانه این باشد که مخاطبان شما کانال دیگری را برای مشاهده محتوای برند شما انتخاب کردند.
حتی ممکن است یکی از صفحات قدیمی وبسایت شما دیگر ترافیک سابق را نداشته باشد. در این مورد شما باید محتوای خود در این صفحه را به روز کنید تا مخاطب بیشتر سراغ آن بیاید.
دوره بازاریابی دیجیتال فرصتهای فوق العاده انعطاف پذیری برای رشد مداوم در اختیار مشاغل قرار میدهد – اما این شما هستید که میتوانید از آنها استفاده کنید.
آماده کار در تیم دیجیتال مارکتینگ هستید؟ از اینجا به بعد چه کار باید بکنید؟ با توجه به شرایط حال حاضر بهتر است در دوره آنلاین بازاریابی دیجیتال شرکت کنید.
اگر در حال حاضر بازاریابی دیجیتال انجام میدهید، مطمئنا به بسیاری از مخاطبان هدف خود دست یافتید. اما اگر تازه به دنبال دیجیتال مارکتینگ هستید، میتوانید با استفاده از منابع مفید و بهترین دوره بازاریابی دیجیتال سراغ یادگیری ترفندها و بایدها و نبایدها آن بروید و به موفقیت شرکتها کمک کنید.
منابع مفید برای دیجیتال مارکتر شدن
شما ممکن است در بازاریابی دیجیتال تازه وارد باشید، یا اندکی درباره دیجیتال مارکتینگ اطلاعات دارید. جزء هر دسته که قرار بگیرید، یک اصل برای هر دوی شما و حتی افراد قدیمی در دیجیتال مارکتینگ وجود دارد و آن هم این است که، بازاریابی دیجیتال به طور مداوم در حال پیشرفت است و شما باید خود را مداوم در مورد آن به روز نگه دارید.
تا زمانی که قرار است در این زمینه فعالیت کنید، باید برای بالا بردن دانش خود زمان بگذارید و مدام سراغ منابع مختلف برای یادگیری بیشتر بروید. برای اینکه به شما در صرفه جویی در وقت کمک کنیم، قصد داریم تا وبسایتهای مطرح و معتبر در آموزش دیجیتال مارکتینگ را معرفی کنیم. این وبسایتها شامل موارد زیر میشوند:
Social Media Today
HubSpot
HubSpot Academy
Neil Patel
Search Engine Journal
Moz SEO Learning Center
SEMRush
Copyblogger
دوره دیجیتال مارکتینگ میتواند انتخاب خوبی برای کار کردن باشد و اگر به این زمینه علاقه دارید میتوانید در این حیطه بسیار موفق عمل کنید و همچنین به موفقیت شغلی نیز برسید. بنابراین، آموزش خود را از امروز آغاز کنید. برای آموزش آن می توانید به سایت بهترین دوره دیجیتال مارکتینگ بروید.
منبع : ایران تلنت
تولید محتوا یعنی چی؟ این سوالی بود که کارمند بیمه از من پرسید و من هم بعد از کلی توضیح دادن فهمیدم اصلاً عنوان شغلی کارشناس تولید محتوا جزو مشاغل تعریف شده نیست! همان روز تصمیم گرفتم حتماً این مقاله را بنویسم تا به زبان ساده توضیح دهم تولید محتوا چیست و به چه دردی میخورد. حتی می توانید در بهترین دوره دیجیتال مارکتینگ هم به طور جامع آن را آموزش ببینید.
راستش را بخواهید خودم هم تا مدتها نمیدانستم تولید محتوا چیست تا این که تاریخچه آن را خواندم، با نمونههای موفق آشنا شدم و مهمتر از همه حالا این شغل اصلی من است. پس مقالهای که قرار است بخوانید چکیدهای ساده و روان برای درک معنی تولید محتوا ، شناخت انواع محتوا، و آشنایی با شغل کارشناس تولید محتوا است.
تولید محتوا یعنی چه؟ برای توضیحات بیشتر و یادگرفتن آن می توانید سایت دوره بازاریابی دیجیتال را ببینید.
اگر همین حالا بروید از هرکسی که کارش تولید محتوا است بپرسید تولید محتوا یعنی چه، احتمالا جواب خودش را میدهد؛ چون دنیای بازاریابی محتوا (Content Marketing) آنقدر گسترده است که هرکسی تعریف خودش را از آن دارد.
اما ما میخواهیم به یک تعریف درست و مختصر از تولید محتوا برسیم.
محتوا همان چیزی است که هر روز با آن سر و کار دارید؛ کلیپهای خندهدار یا عکس و توضیحات محصول که در اینستاگرام میبینید، پادکست که موقع برگشتن از دانشگاه در تاکسی گوش میدهید، ویدیوهای آموزشی در آپارات یا یوتیوب که تماشا میکنید، کتابهای دیجیتال که در موبایل یا کامپیوتر میخوانید و در نهایت همین مقاله که حالا در حال خواندن هستید همه محتوا حساب میشوند.
پس هر چیزی که در دنیای دیجیتال میبینید، میشنوید یا میخوانید به نوعی محتوا حساب میشود.
حالا اگر بخواهیم یک تعریف جامع برای محتوا بدون مثال زدن از انواع محتوا بنویسیم میرسیم به این تعریف:
به هر چیزی که برای انسان قابل درک است و در بستر کانالهای دیجیتال یا غیر دیجیتال قابل انتشار هستند محتوا میگویند.
پس در جواب سوال تولید محتوا چیست میتوانیم بگوییم:
تولید محتوا یعنی خلق هرچیز قابل درک برای انسانها
این تعریف خیلی فارسی سخت و دانشگاهی شد؛ اصلاً این بازاریابی یهو از کجا سر و کلهاش پیدا شد؟ صبر کنید تا در ادامه بهتر توضیح دهم.
تولید محتوا یعنی نوشتن، طراحی، ضبط یا ساخت هرچیزی که انسانها میتوانند درکش کنند و در بستر های مختلف منتشر میکنیم تا به اهدافی مثل کسب درآمد، رسانهسازی و ... برسیم
شاید الان فکر میکنید که خب اگر تولید محتوا یعنی همین عکسهایی که در اینستاگرام پست میکنیم پس کار آنچنان سختی نیست! مقاله نوشتن هم که مثل انشا نوشتن است هرکسی میتواند بنویسد.
پس چرا شرکتها اینقدر دنبال کارشناس تولید محتوا هستند؟ جواب این سوال ریشه در بازاریابی مبتنی بر محتوا (Content Marketing) دارد.
از تولید محتوا تا بازاریابی محتوا
فکر میکنید چرا نصرت گوکچه نزدیک ۴۰ میلیون فالوور در اینستاگرام دارد اما فرضاً شوهر عمه شما که کلی هم ادعای آشپزی دارد، تعداد فالوورهایش از ۲۰۰ تا بیشتر نمیشود؟
نقطه تمایز اصلی بین اکبر که عکسهای خود را در حال کباب زدن در صفحه اینستاگرام منتشر میکند با سرآشپز معروف نصرت گوکچه در هدف و چگونگی تولید محتوا است.
اولاً افراد یا کسبوکارها از تولید محتوا برای اهدافی مثل کسب درآمد، بازاریابی، برندینگ و فروش استفاده میکنند.
دوماً، هر محتوایی نمیتواند در راه رسیدن به این اهداف کمک کند. به زبان ساده هر محتوایی محتوا نیست.
تولید محتوا فقط یک مرحله از چرخه بازاریابی مبتنی بر محتوا است.
چرخهای که به ترتیب شامل مراحل زیر است:
هدفگذاری
تدوین استراتژی محتوا
تولید محتوا
توزیع
تحلیل
اصلاح و بهروزرسانی
فقط خلق محتوا بدون بقیه مراحل فایده زیادی ندارد. مثل این است که دویدن روی تردمیل بدوید، انرژی مصرف کنید اما به هیچ جایی نمیرسید.آموزش های بیشتر تولید محتوا در بهترین دوره بازاریابی دیجیتال
تولید محتوایی مفید است که بتواند برای شما درآمدزایی کند یا بتوانید به واسطه آن تغییری در دنیای اطرافتان ایجاد کنید.
به این ترتیب نصرت میشود سرآشپز معروف دنیا با دهها میلیون فالوور در اینستاگرام اما عکسهای اکبر را فقط باجناقش لایک میکند!
پس دیدیم که به همین راحتی هم نیست.
شاید تا همینجا جواب سوال خودتان را پیدا کردید اما توصیه میکنم ادامه مقاله را بخوانید تا نکات جالبتری از این بازار پر سودای محتوا بدانید.
سر و کله تولید محتوا از کجا پیدا شد؟
اجازه دهید کمی در تاریخ عقبتر برویم.
اولین تولید کننده محتوا غارنشینی بود به نام استونی بالمارت که خودش را در حال شکار گوزن روی دیوار غار نقاشی کرد! اوه ببخشید؛ گفتم کمی ولی خیلی عقب رفتیم.
استونی بالمارت را فراموش کنید اما این نقاشیها هم نوعی تولید محتوا حساب میشود که البته دیگر با تعاریف امروزی مطابقت ندارد.
تولید محتوا یعنی چه تاریخ تولید محتوا با بازاریابی مبتنی بر محتوا گره خورده است. در سایت آموزش دوره آنلاین بازاریابی دیجیتال آن را یادبگیرید.
مبداء تاریخی تولید محتوا از نظر ما زمانی است که از آن برای «کسب درآمد و بازاریابی» استفاده شد.
یعنی زمانی است که کسبوکارها متوجه شدند تبلیغ خشک و خالی فایدهای ندارد و باید با مشتریان خود ارتباط برقرار کنند؛ آن هم ارتباطی دو طرفه و بلند مدت.یعنی دیگر آدمها گول تبلیغات را نمیخوردند و باید از در دوستی وارد رابطه شد.
کلید این ارتباط تولید محتوا بود.
کسبوکارها شروع به تولید و توزیع محتوایی کردند که مخاطب به آن نیاز یا علاقه داشت.
دقیقاً معلوم نیست اولین بار چه فردی یا کدام کسبوکار این ایده را اجرا کرد. اگر بود حتماً به او لقب پدر تولید محتوا را میدادیم :)
با این حال گفته میشود همه چیز از شرکت John Deere در سال ۱۸۹۵ شروع شد. خب ببینیم آنها چطور این کار را شروع کردند.
مجلهها اولین بستر تولید محتوا بودند
شرکت جان دیر (John Deere) فعلی بزرگترین تولیدکننده ماشینآلات کشاورزی در جهان است. این شرکت در سال ۱۸۳۷ توسط آهنگر و مخترعی به همین نام بنیانگذاری شد. وقتی کسبوکار جان دیر رونق گرفت مثل بقیه شروع به تبلیغات کرد.
با این که تبلیغات تا حدودی توانست به فروش ادوات کشاورزی کمک کند اما نتوانست یک ارتباط دائمی با مشتریان برقرار کند.
آنها شروع به انتشار مجله کردند اما نه مجلهای مثل بقیه با اخبار زرد و پر از صفحات تبلیغاتی. نام مجله را گذاشتند The Furrow و فقط مخصوص کشاورزان بود. این مجله مطالب آموزشی و خبری درباره کشاورزی دارد و در کنار این مطالب، محصولات تولیدی شرکت John Deere را معرفی میکند.
مجله The Furrow اولین تلاش جدی برای بازاریابی محتوایی است. جالب است بدانید این مجله هنوز هم منتشر میشود. البته وبسایت و شبکههای اجتماعی The Furrow برای نسل جدید جذابیت بیشتری دارند.
اولین سردبیر این مجله آقای Sizemore نکات جالبی درباره سیاست مجله میگفت که هنوز هم کارساز است.
او میگفت:
تمام تمرکز محتوای مجله روی کشاورزان بود نه محصولات شرکت جان دیر. ما مدیران خود را قانع کردیم که داستانها کوتاهتر شوند و از تصاویر بزرگتری استفاده کنیم چون مردم حوصله خواندن مطالب طولانی را ندارند. ما از تصاویر منحصر به فرد استفاده میکردیم چون هیچ مجله دیگری این کار را نمیکرد.
مجله The Furrow به کشاورزها کمک میکند تا با یادگیری نکات و اصول کشاورزی محصول بیشتر و بهتری برداشت کنند و در کنار آن با محصولات جان دیر یا طرز استفاده از هرکدام آشنا میشوند.
مجله به اندازهای موفق شد که کشاورزها آن را به عنوان یک منبع معتبر اطلاعات کشاورزی میخواندند و تصاویر مجله را روی دیوار خانه میچسباندند.
حالا مجله در ۱۲ زبان و ۴۰ کشور منتشر میشود. در نقطه اوج ۴ میلیون خواننده داشت و حالا با فعال شدن کانالهای دیجیتال، نسخه چاپی هنوز حدود ۱/۵ میلیون مشترک دارد.
بعد از موفقیت این مجله، تعداد زیادی مجلۀ مشابه توسط کسبوکارها راه اندازی شد. مجلهها به چنان رونقی رسیدند که خیلیها مشترک دائمی چند مجله عمومی یا تخصصی میشدند.
من که در ایران مجله ماشین، دانستنیها، دانشمند، موفقیت و خانواده سبز میخواندم. اگر متولد دهه ۸۰ به بعد هستید شاید هیچکدام از این نامها را نمیشناسید.
اوج گرفتن تبلیغات در عصر رادیو و تلویزیون
از حدود دهه ۱۹۲۰ میلادی یعنی زمانی که در هر خانه یک رادیو بود، تولید و بازاریابی محتوا وارد عصر جدیدی شد. صدا و بعد از آن تصویر به کمک تلویزیون به خانهها رسید.
با این که در این دوره هم نمونههایی از تولید محتوا با اهداف کسب درآمد و بازاریابی دیده میشود اما تبلیغات خیلی پررنگتر بود.
برای مثال اولین سریال رادیویی به سفارش شرکت Procter & Gamble در دهه ۱۹۳۰ از رادیو پخش میشد و وسط آن صابونهای تولیدی همین شرکت را معرفی میکردند. این سریال طرفدار زیادی پیدا کرد. سبک خاص داستان و کش دادن الکی باعث شد اصطلاح سریال آبکی یا نمایش صابونی (Soap Opera) برای همه سریالهای رادیو و تلویزیونی مشابه استفاده شود.
تا مدتها کمپینهای تبلیغاتی مردم و کسبوکارها را دیوانهوار عاشق خود کرده بود تا این که سر و کله اینترنت پیدا شد.
عصر اینترنت عصر محتوا برای دیدن ویدیو های رایگان به سایت دوره دیجیتال مارکتینگ بروید.
دنیای بدون اینترنت چقدر کسل کننده بود مگر نه؟ وقتی اینترنت و رایانههای رومیزی با آن مانیتورهای بزرگ به خانههای مردم رسید هیچکس فکرش را نمیکرد این پدیده تا این اندازه قرار است روی زندگی تک تک ما تاثیر بگذارد.
اگر نام اولینها را کنار بگذاریم، رونق گرفتن تولید محتوا در عصر اینترنت چند نقطه عطف مهم دارد.
گسترش وبلاگها
شروع به کار موتورهای جستجو به ویژه گوگل
ظهور شبکههای اجتماعی
در روزهای اول اینترنت فقط برای انجام کارهای ساده استفاده میشد اما به سرعت تبدیل به اقیانوسی از اطلاعات شد. صدها وبلاگ شروع به انتشار مقالات، اخبار و تصاویر کردند. پیدا کردن اطلاعات موردنیاز در این اقیانوس سخت شد پس موتورهای جستجو مثل گوگل وارد شدند و کار را راحت کردند.
مردم برای چه چیزهایی جستجو میکردند؟ برای هرچیزی از راهنمای باز کردن لولۀ سینک آشپزخانه تا مقالههای علمی. خب معلوم است که در این دنیا کسی برنده است که محتوای بهتر و بیشتری تولید کند.
نقطه عطف سوم ظهور شبکههای اجتماعی بود. اگر یادتان باشد گفتیم که برندها فهمیدند باید با مشتری ارتباط برقرار کرد و چه چیزی بهتر از شبکههای اجتماعی.
حال در دورانی هستیم که کمتر کسبوکاری پیدا میشود وبسایت اختصاصی یا حداقل صفحهای در شبکههای اجتماعی نداشته باشد.
تولید محتوا چه فرقی با تبلیغات دارد؟
تفاوت تبلیغات و بازاریابی محتوااگر قسمتهای قبلی را با دقت خوانده باشید تفاوت بازاریابی محتوا و تبلیغات را درک کردهاید اما برای روشن شدن موضوع نیاز به یک مرز مشخص بین این دو حوزه داریم.
تبلیغ پیامی یکطرفه است که به درستی به مخاطب منتقل میشود. منظور از «به درستی» یعنی پیامی مناسب، در زمان و مکان مناسب. هدف تبلیغات هم هرچیزی میتواند باشد؛ از یک محصول ساده تا تبلیغ یک حزب سیاسی یا حتی یک باور و عقیده.
تولید محتوا یکی از مراحل چرخه بازاریابی مبتنی بر محتوا است و روشی برای برقراری ارتباط دوطرفه و پایدار با مخاطب است. به طور کلی (نه همیشه) هدف تولید محتوا کسب درآمد مستقیم (از خود محتوا) یا غیر مستقیم (بازاریابی برای محصول یا خدمات) است.
تبلیغات بیشتر در مرحله آگاهی (Awareness) از قیف فروش موثر است اما تولید محتوا در مراحل پایینتر قیف فروش تاثیر بیشتری دارد.
برای مثال، ما با دیدن بیلبورد تبلیغاتی با برند یک آژانس مسافرتی فقط آشنا میشویم اما دنبال کردن شبکههای اجتماعی و تماشای کلیپهایی جذاب از جاذبههای گردشگری و نظر نوشتن زیر پستها ما را به برند وابسته میکند.
دنبال یه کار پر درآمد از اینترنتی؟
آیا هر کسبوکاری به محتوا نیاز دارد؟
اگر خیلی ساده بگوییم، بازاریابی مبتنی بر محتوا برای هر کسبوکاری که بتواند محتوای مفید و با کیفیت تولید کند ضروری است.
تولید و بازاریابی محتوا مزیتهای زیادی دارد که مهمترین آنها موارد زیر است:
میتوانید از خود محتوا کسب درآمد کنید.
برای محصول یا خدمات شما مشتری میآورد.
یک روش کم هزینه است.
کمک به ایجاد شهرت، اعتماد و اعتبار میکند.
نتایج و عملکرد آن به راحتی قابل تحلیل است.
در وفادارسازی مشتریان تاثیرگذار است.
هر کسبوکاری میتواند از روش محتوا کمک بگیرد اما فعالیت در همه کانالها و بسترها ضروری نیست.
بعضی وقتها یک پیج اینستاگرام تمام مزیتهای گفته شده را تامین میکند و بعضی وقتها همزمان باید وبسایتی پر از مقاله داشت، کتاب نوشت، در شبکههای اجتماعی فعال بود، پادکست ساخت و کلیپ تولید کرد.
این که تولید محتوا در چه ابعاد و چه کانالهایی نیاز است بستگی به موضوع کسبوکار، نوع محصول یا خدمات، پرسونای مشتریان و از همه مهمتر زمان و هزینه لازم دارد.
خلاصه این که اگر در کسبوکار خود میتوانید تولید محتوا کنید حتماً این کار را انجام دهید.
محتوا خودش یک کسبوکار است
هزاران شرکت یا افرادی به تنهایی با محتوا کسب درآمد میکنند. دو روش متداول و پرطرفدار کسب درآمد از محتوا یکی فروش خود محتوا و دیگری تبلیغات است.
کافی است یک وبسایت پربازدید ایجاد کنید یا کانالها و صفحههای پرطرفدار در شبکههای اجتماعی بسازید و بعد سفارش تبلیغات بگیرید.
در روش فروش خود محتوا هم باید محتوای تولیدی به اندازهای ارزشمند باشد که مخاطب حاضر شود برای آن پول بدهد. همین حالا هم وبسایتهایی هستند که برای استفاده از مطالبشان باید اشتراک بخرید. سایت متمم یک نمونه خوب در ایران است.
خب اگر تولید محتوا اینقدر بازار بزرگی دارد، پس شغل آن هم باید جالب و پردرآمد باشد. در قسمت بعد کمی هم درباره شغل آن توضیح میدهیم.
شغل تولید محتوا چیست؟
شغل تولید محتوا در سالهای اخیر آنقدر متقاضی پیدا کرده است که خیلی افراد (مثل من) آن را به عنوان شغل اصلی انتخاب میکنند و برای بعضی هم شغل دوم است. موضوعات و کارهای محتوا زیاد است و هرکس با هر علاقهای میتواند در یکی از حوزههای آن کسب درآمد کند. خیلی هم سخت نیست؛ میتوانید یک فریلنسر دورکار باشید یا یک کارمند حضوری در شرکتهای بزرگ. فقط باید مهارتهای اولیه را که در ادامه توضیح دادیم یاد بگیرید.
کارشناس تولید محتوا میتواند برای وبسایتها مقاله بنویسد، برای شبکههای اجتماعی مثل اینستاگرام پست بسازد و منتشر کند یا ویدیو کلیپ، پادکست، ایبوک و ... تولید کند.
امروزه شغل کارشناس تولید محتوا یک شغل نسبتاً تخصصی شده است. یعنی یک نفر نمیتواند دهها کار مختلف انجام دهد. بدون دانش و تجربه هم هرکسی نمیتواند یک شبه کارشناس تولید محتوا شود.
در حال حاضر، مشاغل تولید محتوا به طور عمده متمرکز بر تولید محتوا برای سایت و شبکههای اجتماعی هستند؛ و متاسفانه در ایران به دلیل فیلتر شدن اکثر شبکههای اجتماعی به جز اینستاگرام، بخش بزرگی از تولید محتوا محدود به سایتها و اینستاگرام شده است.
به همین دلیل است که اگر همین الان سری به سایتهای کاریابی و آگهی استخدامی بزنید، میبینید که همه شرکتها دنبایل نیروهای تولید محتوا برای سایت و اینستاگرام خودشان هستند.
خب پس ما هم مهارتها و وظایف این دو شغل جذاب در بازار کار ایران را معرفی میکنیم.
شغل تولید محتوا برای اینستاگرام
تولید محتوا در اینستاگرام نیازمند شناخت کامل این شبکه اجتماعی است.پس قبل از هرچیزی باید خودتان یک اینستاباز حرفهای باشید. یعنی صبح که بیدار شدی قبل از هرکاری اینستاگرام را باز میکنی :)
برای این که شرکتی به شما اعتماد و مثلاً پیج اینستاگرامی خودش با چند صد هزار یا چند میلیون فالوور را به دست شما دهد، باید چند مهارت مهم داشته باشید:
نویسندگی برای نوشتن کپشن یا نوشتن روی تصاویر و استوریها
گرافیک (کار با ابزارهای فتوشاپ، ایلاستریتر یا انواع اپلیکیشنهای موبایل ساخت پست و استوری)
آشنا با اصول عکاسی و فیلمبرداری
مهارت ویرایش ویدیو (نه در حد فیلمهای هالیوودی ولی در حد کارهای ساده)
مدیریت پیج (گذاشتن پست و استوری، پاسخگویی درست به کامنتها و پیامها)
تحلیل و ثبت گزارش بازخوردها و آمارهای پیج
هرچه پیج شما فالوور و تعامل بیشتری داشته باشد، امکان دارد تعداد ادمینها بیشتر شود و کارها بین چند نفر تقسیم شود. مثلاً گرافیست فقط پست بسازد، یک نفر فقط پیامها و نظرات را جواب دهد و ...
شغل تولید محتوای متنی برای سایت
کارشناسان تولید محتوای نوشتاری معمولاً برای سایتها استخدام میشوند. این افراد مقالاتی مثل همین مقالهای که در حال خواندنش هستید مینویسند.
الان به طور کلی کارشناسان تولید محتوا افرادی با تخصص یا مهارتهای زیر هستند:کارشناس تولید محتوا
نویسندگی
کپیرایتینگ
طراحی (البته نه در حد یک گرافیست)
اصول بازاریابی دیجیتال
سئو
این مهارتها مهم هستند اما مهمتر از همه داشتن دانش و مسلط بودن کارشناس تولید محتوا به موضوع است.
اگر فردی مهارتهای اولیه را داشته باشد اما هیچ سررشتهای از پزشکی و سلامت نداشته باشد، به سختی میتواند در این حوزه محتوای اصیل، با کیفیت و مفید تولید کند. البته غیرممکن نیست چون هزاران محتوا در هر موضوع منتشر شده است و خیلیها با کمک محتواهای قبلی، محتواهای بهتری تولید و منتشر میکنند.
نه مردم به محتوای بیکیفیت و غیرکاربردی علاقهای دارند و نه موتور جستجوی گوگل. فاکتور E-A-T به همین دلیل در الگوریتمهای گوگل اضافه شد تا محتواهایی که توسط افراد متخصص، معتبر و قابل اعتماد تولید شدهاند رتبه بهتری در نتایج جستجو بگیرند. (برای اطلاعات بیشتر مقاله الگوریتم فلوریدا ۲ را بخوانید).
و در انتها خیلی خیلی مواظب باشید به یک «کپی کننده محتوا» به جای «تولید کننده محتوا» تبدیل نشوید چون آخر و عاقبت ندارد.
بازار کار تولید محتوا
در حال حاضر تقاضا برای استخدام کارشناس تولید محتوا خیلی زیاد اما تعداد افراد متخصص در این حوزه خیلی کم است. کافی است نگاهی به آگهیهای استخدامی بیندازید. از یک کسبوکار ساده تا بزرگترین شرکتها دنبال نیروی تولید محتوا هستند.
آیا باید محتوای قدیمی خود را بروزرسانی کنید؟حتما بخوانید: آیا باید محتوای قدیمی خود را بروزرسانی کنید؟
شاید فکر کنید دلیل کمبود نیرو سخت بودن کار تولید محتوا باشد. در واقع تولید محتوا کار چندان سختی نیست اما به دلایلی مثل ناآشنا بودن جوانها با این شغل، نیاز به یادگیری شخصی و مداوم و خلاقیتمحور بودن، متقاضی زیادی ندارد.
تولید محتوا از آن شغلهایی است که نه در دانشگاهها رشتهای دارد و نه یک شغل کلیشهای با کارهای روتین و تکراری است که یک روزه یاد بگیرید. به همین دلیل خلاق بودن برای این شغل ضروری است.
در این شرایط اگر در ایران دنبال کار هستید این یک بازار بکر و هنوز در حال رشد برای افراد خلاق و اهل یادگیری است.
منبع : نوین